سبب شده كه كتاب مزبور به آن حضرت نسبت داده شود .
مرحوم علّامه سيد حسن صدر رسالهاى در عدم حجيّت كتاب مذكور دارد ، و در اجازهاى كه براى شيخ آقا بزرگ تهرانى مرقوم داشته ذكر فرموده كه اين كتاب همان كتاب ابن ابى عزافر معروف به شلمغانى است .
به هر حال نسبت اين كتاب به امام رضا عليه السّلام خالى از شبهه و ترديد نيست و شايد ظنّ نزديك به يقين اين است كه كتاب مذكور تأليف امام عليه السّلام نمىباشد . و اضافه مىكنيم كه اگر ما در حدّ نظر سيّد استاد خويى رحمه الله مبنى بر اين كه اين كتاب روايت نيست و فتواهاى برخى از علماست ، موافقت نداشته باشيم ، اين را موافقيم كه اين كتاب روايتى است كه راوى آن مجهول است بنابراين نمىتوانيم اين كتاب را تأليفى از امام عليه السّلام بدانيم ، و در استنباط احكام و فتوا بدان استناد كنيم .
رساله ذهبيّه در طب
ديگر از اين مؤلّفات ، رساله ذهبيّه در پزشكى است ، و براى آن اسانيدى ذكر شده ، كه برخى از آنها به محمّد بن جمهور منتهى مىشود ، و در بعضى از اين اسانيد نام حسن بن محمّد نوفلى است كه نجاشى او را توثيق كرده و درباره او گفته است : ثقه و جليل القدر است و از امام رضا عليه السّلام رسالهاى را روايت كرده است كه احتمال دارد منظور او همان رساله ذهبيّه باشد .
شايد شهرت اين رساله ميان دانشمندان ، و موافقت آنها درباره نسبت آن به امام عليه السّلام در دورانهاى مختلف ، و عدم ورود خدشهاى از جانب احدى براين انتساب از جمله اسبابى است كه به پژوهشگر اطمينانى نزديك به يقين مىبخشد كه اين رساله از عطاياى شخص امام رضا عليه السّلام است .
رساله مذكور تأليف امام عليه السّلام است
با توضيحاتى كه داده شد ، موردى نيست كه در انتساب اين كتاب به امام عليه السّلام شكّ و ترديد شود . زيرا طبق قاعده جارى شرايطى كه براى استنباط احكام شرعى ، و معرفت