نظر امام عليه السّلام نسبت به شورش أبى السّرايا
از امام عليه السّلام درباره نهضت علوى ابن طباطبا كه پيش از اين به فرماندهى ابى السّرايا واقع شده بود ، نظريّهاى به اين شرح نقل شده است :
از محمّد بن اثرم كه در زمان ابى السّرايا از جانب محمّد بن سليمان علوى سردسته نگهبانان مدينه بود نقل شده كه گفته است :
همه افراد خاندان ابن طباطبا و ديگر مردم از قريش به گرد او درآمدند و با وى بيعت كردند ، و به او گفتند خوب است به سوى ابى الحسن پيغام فرستى كه به جمع ما درآيد ، زيرا دعوت ما يكى است ، سليمان به من گفت ، به سوى او برو و سلام برسان و به او بگو :
افراد خاندان تو گرد هم آمدهاند ، و دوست دارند كه شما هم با آنان باشى ، اگر مصلحت مىدانى قدمرنجه فرما محمّد بن اثرم گفته است : من نزد آن حضرت آمدم ، و او در الحمراء بود ، و سلام و پيام را به او رسانيدم ، آن حضرت فرمود سلام مرا برسان و به او بگو پس از گذشت بيست روز نزد تو خواهم آمد . راوى مىگويد آمدم و پاسخ آن حضرت را ابلاغ كردم ، چند روزى را درنگ كرديم چون روز هيجدهم شد ، و رقا ، فرمانده جلّودى وارد شد ، من از مدينه خارج و به جانب صورين فرار كردم ، در آن هنگام ناگهان كسى مرا آواز داد اى اثرم ، چون روى به جانب او كردم ديدم ابو الحسن عليه السّلام است و مىفرمايد : « بيست روز گذشت يا نه ؟ « 1 » » .
چرا امام عليه السّلام مشاركت در نهضت را ردّ فرمود
امام عليه السّلام در اين جا هم با اصل جنبش مخالفت نداشت ، ليكن مىخواست به دستاندركاران آن ، اين نكته را گوشزد و تأكيد فرمايد كه قيامى كه براى پيروزى آن هيچگونه تضمينى وجود ندارد ، ممكن نيست ، در ايجاد آن مشاركت كند ، زيرا براى آن حضرت با توجّه عميقى كه به حوادث داشت آشكار بود كه قيامهايى كه ناگهانى و بدون تدارك مقدّمات لازم به وجود مىآيد ، پايان آن بناچار جز نابودى و شكست نيست ، از اينرو همكارى خود را با آنها به گذشت بيست روز پس از آن تاريخ موكول داشت ، براى
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرّضا ج 2 ص 208 .