و آن حضرت او را آزاد فرمود « 1 » .
مأمون و زيد
از سخنان جالبى كه از زيد نقل شده اين است كه هنگامى كه بر مأمون وارد شد ، خليفه به او گفت اى زيد تو در بصره خروج كردى ، و به جاى اين كه خانههاى دشمنان ما را از بنى اميّه و ثقيف و عدىّ و باهله و آل زياد آتش زنى ، خانههاى عموزادگانت را سوزانيدى .
زيد با خوشحالى گفت : اى امير المؤمنين من از هر جهت اشتباه كردم ولى اگر باز گردم از خانههاى دشمنانمان آغاز مىكنم ، مأمون خنديد و او را نزد برادرش امام رضا عليه السّلام فرستاد . و به آن حضرت پيغام داد كه گناه او را به شما بخشيدم . هنگامى كه زيد را نزد امام عليه السّلام آوردند ، آن حضرت او را به شدّت نكوهش و سپس رها فرمود « 2 » .
امام عليه السّلام برادرش زيد را به سختى سرزنش مىكند
ياسر خادم نقل مىكند هنگامى كه زيد را نزد امام عليه السّلام آوردند ، ابو الحسن الرّضا عليه السّلام به او فرمود : اى زيد گويا فرومايگان كوفه تو را فريب دادهاند كه چون خداوند رحم فاطمه عليها السّلام را پاك و پاكيزه قرار داد ، آتش دوزخ را بر فرزندانش حرام كرده است ، اين كه شنيدهاى خاصّ حسن و حسين عليهما السّلام است . . . و اگر خيال مىكنى تو كه معصيت خدا را مىكنى وارد بهشت مىشوى و موسى بن جعفر عليه السّلام كه خدا را فرمانبردارى كرد نيز داخل بهشت مىشود لازم مىآيد كه تو در نزد خدا از موسى بن جعفر عليه السّلام گراميتر باشى به خدا سوگند هيچ كس به ثوابهاى الاهى جز به فرمانبردارى از او دست نمىيابد ، و تو گمان مىكنى كه با نافرمانى او بدان مىرسى .
زيد عرض كرد ! من برادر و فرزند پدر تو هستم .
امام عليه السّلام فرمود : مادامى كه اوامر خداوند عز و جلّ را فرمانبردار باشى برادرم هستى ،
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرّضا ج 2 ص 233 .
( 2 ) - همان .