چنان كه نوح عليه السّلام عرض كرد « . . پروردگارا پسرم از خاندان من است ، و وعده تو ثابت و حقّ است ، و تو بهترين حكمكنندگانى . . . » خداوند عز و جلّ به او فرمود : « اى نوح او از خاندان تو نيست او داراى كردارى ناشايست است . . . » بنابر اين به سبب نافرمانيش خداوند او را از خاندان نوح بيرون كرد . . . « 1 »
نظر امام عليه السّلام درباره شيوه نهضتهاى علوى
آنچه را از خلال روش امام در برابر برادرش زيد النّار بايد پى ببريم ، چگونگى نظريّه آن حضرت درباره اسلوب قيامهاى علويان بر ضدّ عبّاسيان است .
چنان كه مىبينيم امام عليه السّلام با اعمال برادرش زيد به طور قاطع مخالفت مىكند ، ليكن منظور آن حضرت از اين مخالفت و نكوهش زيد اين نيست كه چرا او نافرمانى سلطان كرده و بر ضدّ او سر به شورش برداشته است بلكه به سبب اعمال غير مشروعى است كه زيد مرتكب شده و بدون تميز ميان گنهكار و بىگناه ، امنيّت را از مردم سلب و اموال عدّهاى را تاراج و گروهى را در آتش سوزانيده است و گرنه نهضتهاى مخلصانهاى را كه علويان به منظور مبارزه با ستم و ستمگران برپا كردهاند ، همواره مورد تأييد ائمّه عليهم السّلام بوده است ، زيرا اين نهضتها تنها وسيلهاى بوده است كه پرده از چهره حقيقى حكومتهاى فاسد برمىداشته ، و امّت را به خطاها و تجاوزات آنها آگاه مىكرده است .
از اين رو مىبينيم امام عليه السّلام در برخورد با برادرش زيد ، از قيام او بر ضدّ حكومت ابراز دلتنگى و ناخشنودى نمىكند بلكه او را نسبت به ارتكاب برخى اعمال كه خلاف رضاى الهى بوده ، سرزنش و توبيخ مىفرمايد .
تسامح و گذشت مأمون نسبت به علويان كه شورش بهپا مىكردند ، از او غريب به نظر نمىرسد ، زيرا وى از طرفى براى جلب افكار عمومى به سوى خود ، و كسب وجهه در ميان مردم باطنا با علويان همچشمى و رقابت مىكرد ، و از طرف ديگر مىكوشيد از آلودن دست خود به خون آنان و تنبيه و مجازات آنها پرهيز كند ، و از آنچه با گرايشهاى علوى او سازگار نيست دورى ورزد .
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرّضا ج 2 ص 234 .