تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
در مكّه حسين بن حسن افطس شورش كرد ، و براى محمّد بن جعفر به خلافت از مردم بيعت گرفت . در بصره زيدين موسى بن جعفر قيام كرد ، و او را زيد النّار گفته‌اند ، به سبب اين كه بسيارى از خانه‌هاى عبّاسيان و پيروان آنان را در بصره آتش زد ، و هر كس جامه سياه ( كه شعار عبّاسيان بود ) بر تن داشت او را مىسوزانيد ، زيد اضافه بر اموال عبّاسيان ، اموال زيادى از بازرگانان را اخذ و مصادره كرد . براى دفع اين غائله علىّ بن سعيد به سوى او شتافت ، و زيد از او امان خواست ، او به زيد امان داد و سپس او را دستگير « 1 » و نزد حسن بن سهل فرستاد حسن دستور داد گردن او را بزنند ، حجّاج بن خيثمه در آن جا حاضر بود ، گفت اى امير اگر مصلحت مىدانى شتاب مكن و مرا نزديك خود فراخوان كه نصيحتى دارم ، حسن چنان كرد ، و جلّاد دست از كشتن زيد بداشت . حجّاج هنگامى كه نزديك حسن رسيد گفت اى امير آيا درباره كارى كه مىخواهى انجام دهى فرمانى از امير المؤمنين به تو رسيده است ؟ گفت نه حجّاج گفت پس چرا پسر عمّ امير المؤمنين را بى آن‌كه فرمانى از وى به تو رسيده باشد ، يا رأى او را پرسيده باشى به قتل مىرسانى ، سپس داستان ابى عبد اللّه افطس را براى او نقل كرد كه هارون او را كشت و سرش را در طبقى گذارد و با هدايايى به مناسبت عيد نوروز براى هارون فرستاد و هارون هنگامى كه مسرور را به كشتن جعفر فرمان داد به او گفت اگر جعفر از تو بپرسد به چه گناهى او را بقتل مىرسانى ، به او پاسخ ده كه خليفه به كيفر اين كه پسر عمّش ابن افطس را بىاجازه او كشتى ، فرمان قتل تو را صادر كرده است ، سپس به حسن بن سهل گفت آيا خود را ايمن مىبنى از اين كه ميان تو و امير المؤمنين حادثه‌اى روى دهد و او همان گونه كه هارون با جعفر بن يحيى كرد ، كشتن اين مرد را بهانه اعتراض بر تو قرار ندهد ؟ حسن بن حجّاج گفت : خداوند به تو پاداش نيكو دهد . سپس دستور داد او را از زير دست جلّاد بردارند ، و به زندان بازگردانند ، و او همچنان زندانى بود تا به سوى مأمون فرستاده شد ، و او زيد را نزد امام رضا عليه السّلام فرستاد ،
هامش
( 1 ) - ابن اثير ج 5 ص 175 - 177 .