قلت لا استطيع مدح إمام * كان جبريل خادما لأبيه « 1 »
مأمون وقتى اين اشعار را از ابى نواس شنيد ، به او آفرين گفت ، و به اندازه صلهاى كه به همه شاعران داده بود به او جايزه داد ، و او را بر همگى شاعران برترى بخشيد .
ابو نواس شيعى مذهب بود ، و داستانهايى از هرزگى و بىبندوبارى درباره او نقل شده است ، ولى ما نظر خاصّى در مورد اين داستانها داريم ، و اين شاعر را از آنچه به او نسبت دادهاند ، منزّه مىدانيم .
روزى ابو نواس از خانهاش بيرون آمد ، نظرش به سوارى افتاد كه از روبروى او مىآمد و صورتش را نمىديد پرسيد او كيست ؟ گفتند او علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام است ، در اين هنگام اين شعرها را سرود :
اذا أبصرتك العين من بعد غاية * و عارض فيك الشكّ أثبتك القلب
و لو أنّ قوما يممّوك لقادهم * نسيمك حتّى يستدلّ بك الرّكب « 2 »
هنگامى ديگر ابو نواس چشمش به امام عليه السّلام افتاد ، و اين موقعى بود كه حضرت از نزد مأمون بازمىگشت و بر استر خود سوار بود ، به امام عليه السّلام نزديك شد و سلام كرد و گفت ، اى فرزند پيامبر ! من درباره شما اشعارى سرودهام ، كه دوست دارم آنها را استماع فرمايى ، آن حضرت فرمود اشعار را بخوان ، ابو نواس شروع به خواندن اين شعرها كرد :
مطهّرون نقيّات ثيابهم * تجرى الصّلوة عليهم أينما ذكروا
من لم يكن علويّا حين تنسبه * فماله في قديم الدّهر مفتخر
فاللّه لمّابرا خلقا فأتقنه * صفاكم و اصطفاكم أيّها البشر
و أنتم الملأ الاعلى و عندكم * علم الكتاب و ما جاءت به السّور « 3 »
هامش
( 1 ) - به من گفته شد تو در سرودن شعر از همه شاعران برتر و در فنون سخنورى آگاهترى - تو را از گوهر سخن نكتههاى نو و ظريفى است كه مانند مرواريد در دست صاحبش سود و فايده مىدهد - چرا مدح فرزند موسى عليه السّلام را ترك كردهاى و به ستايش صفات پسنديدهاى كه در او گردآمده نپرداختهاى - در پاسخ آنها گفتم توان آن را ندارم امامى را مدح كنم كه جبرئيل خدمتكار پدرش بوده است .
( 2 ) - اگر چشم تو را از دور ببيند - و در شناسايى تو شكّ كند ، دل شكّ نمىكند و درباره تو يقين دارد - و اگر گروهى بخواهند به سوى تو روآورند بوى خوشت آنها را رهبرى مىكند تا به سوى تو راه يابند .
( 3 ) - پاكيزگان و پاكدامنانى هستند - كه هر جا نام آنها برده مىشود درود بر آنان فرستاده مىشود - اگر بخواهى نسب كسى را كه علوى نيست بيان كنى - بدان از روزگاران پيش او را مايهاى براى افتخار نبوده است - خداوند هنگامى كه خلايق را آفريد و اساس آفرينش را استوار كرد - شما را خالص و پاكيزه آفريد و