موضوع ولايتعهدى به تدبير مأمون است
توجّه به مقتضيّات عمومى ، و هشيارى سياسى ، و روش محتاطانه و دورانديشانهء مأمون گوياى اين است ، كه موضوع ولايتعهدى را مأمون خود ابداع و پيشنهاد كرده است ، چنان كه روايت گذشته بر آن صراحت دارد ، و فضل بن سهل كوشيده ، با بزرگ جلوه دادن نتايج بدى كه بر اين عمل مترتب است ، او را از اين كار بازدارد ، ليكن در برابر پافشارى مأمون ، تسليم شده است .
بعيد است موضوع ولايتعهدى به تدبير فضل باشد
دور است كه از اين كه موضوع ولايتعهدى ، پديده و انديشه فضل باشد ، بويژه اين كه او از تربيتيافتگان خاندان برمك و پيروان آنهاست « 1 » ، و برمكيان هم به انحراف از علويان و دشمنى با آنان معروفند ، در اين صورت چگونه ممكن است ، موضوع ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام را فضل به مأمون پيشنهاد كرده باشد ، مگر اين كه وضع سياست عمومى ايجاب كرده است ، براى حفظ خلافت ، مسائل مذهبى در نظر گرفته نشود .
ابن اثير در تاريخ خود ، فضل را شيعه دانسته و گفته است كه ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام را ، او به مأمون پيشنهاد كرده است « 2 » . شايد براى تشيّع او اخبار ديگرى هم نقل شده است . ابو على حسين بن احمد سلامى در كتاب خود ، به نام تاريخ خراسان گفته است :
فضل بن سهل به مأمون پيشنهاد كرد ، كه علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام را وليعهد خويش قرار دهد « 3 » ، گروهى از مورّخان نيز همين نظر را اختيار كردهاند .
سلامى روايت مىكند ، هنگامى كه خلافت بر مأمون استقرار يافت ، روزى فضل بن سهل به يكى از همنشينان خود گفت : كارى كه من كردهام با كار ابو مسلم چه فرقى دارد ؟
هامش
( 1 ) - فضل بن سهل در سال 190 به دست مأمون مسلمان شده است ، و گفته شده كه پدرش سهل كه مجوسى بود ، به دست مهدى مسلمان شده است و نيز گفتهاند كه فضل و برادرش حسن ، به دست يحيى بن خالد برمكى مسلمان شدهاند و يحيى او را در خدمت مأمون گمارد ، از اين رو فضل پاس حرمت برامكه را مىداشت و آنها را مىستود . ابن اثير ج 5 ص 123 .
( 2 ) - همان مأخذ .
( 3 ) - عيون اخبار الرّضا ج 2 ص 165 از ابن اثير .