تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
مقام خلافت ، اگر براى اقامه حق و برقرارى مطلق عدل باشد ، مخالف زهد به شمار نمىآيد ، اضافه بر اين ائمّه و پيروان آنها ، خلافت را از آن خويش مىدانند ، و ديگران را غاصب مىشمارند ، بنابراين ميان زهد و تصدّى امور حكومت هيچ‌گونه منافات و تضادّى نيست ، و اگر چنين بود زهد على عليه السّلام و خلفاى ديگرى كه به اين صفت شناخته شده‌اند ، معنايى نداشت . بالاخره اسباب و عللى را ، كه ما ذكر كرديم به خوبى چهره ديگر مأمون را نمايان مىكند ، و از واقعيّت پشت پرده و سياست پيچيده چند بعدى او در مورد ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام پرده برمىدارد .

چند پرسش

اگر بپذيريم كه مأمون در تصميم براى كناره‌گيرى از خلافت ، و پيشنهاد قبول آن به امام رضا عليه السّلام و همچنين در موضوع ولايتعهدى ، بىغرض و صادق بوده ، بايد بتوانيم پرسشهاى زير را ، كه با اين اعتقاد تناقض دارد پاسخ گوييم . 1 - چرا مأمون به فرستاده خود دستور داد كه به مدينه رود ، و امام عليه السّلام را تحت الحفظ به مرو بياورد ؟ 2 - چرا مأمون مسير حركت امام عليه السّلام را معيّن و محدود كرد ، كه از طريق بصره ، اهواز ، فارس و مرو باشد ؟ 3 - اگر مأمون امام عليه السّلام را براى خلافت سزاوارتر و احقّ مىدانست ، چرا به نام او خطبه خوانده نشد ، و براى او دعوت و تبليغ به عمل نياورد ، بدون اين كه زحمت و رنج سفر مرو با آن وضع خاصّ به او داده شود ؟ 4 - چرا با اين كه مصرّا از امام عليه السّلام خواست كه نماز عيد را با مردم برگزار كند ، پيش از اداى نماز آن حضرت را بازگردانيد و از برگزارى آن جلوگيرى كرد . اين پرسشها شايد ساده و سطحى ، به نظر برسد ، امّا براى مورّخى كه درصدد ارزيابى عوامل بروز حوادث ، و شناخت انگيزه وقايع است ، مهمّ و توجّه به آنها ضرورى است .
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 125 | محمدجواد فضل الله / سيد محمد صادق عارف