به سبب بيعت با او نبوده ، و اكنون او مرده است و از آنان مىخواهد كه به اطاعت و فرمانبردارى او بازگردند . امّا عبّاسيان تندترين پاسخ را به او دادند . » « 1 »
شايد اين واكنش تند عبّاسيان ، و بيم مأمون از ادامه تمرّد و مخالفت آنان ، مورّخ را به اختيار اين نظر وادار كند كه مأمون براى اين كه خود را از خشم عبّاسيان و مردم بغداد و ديگران برهاند ، درصدد چارهجويى برآمده و امام عليه السّلام را به قتل رسانيده است زيرا تمرّد و دشمنى مخالفان تنها به علّت بيعت او با امام رضا عليه السّلام به ولايتعهدى بود .
شكّ در اخلاص مأمون
اگر نيّت مأمون در برگردانيدن حقّ به اهل آن خالص و بىشايبه ، و عمل او در مورد ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام صادقانه بود ، چرا ولايتعهدى خود را ، پس از وفات آن حضرت ، به فرزند او امام محمّد جواد عليه السّلام واگذار نكرد ، با اين كه معتقد بود كه او جانشين پدر خويش است و با اين كه مأمون خود بر بلندى مقام علم و دين و برترى آن حضرت بر ديگر بنى هاشم شهادت داده است ؟
شايد مأمون نخواسته است ، تجربه گذشته را تكرار ، و حكومت خود را دوباره دستخوش تزلزل و اضطراب كند ، و آن را در سراشيب سقوط و انهدام قرار دهد ، يا اين كه به هدفى كه براى وصول به آن با امام رضا عليه السّلام بيعت كرده بود ، رسيده و مقصودش حاصل شده ، و ديگر انگيزهاى براى تكرار آن تجربه نبوده است .
4 - ديگر از انگيزههاى مأمون در بيعت با امام رضا عليه السّلام به ولايتعهدى اين بود ، كه موقعيّت امام عليه السّلام را محدود كند ، و او را با داشتن مقام ولايتعهدى از دعوت به امامت باز دارد ، زيرا در اين صورت ، از عامل رقابت موجود كه خلفاى پيشين از آن رنج مىبردند ، و آنانرا به رفتارى خشن و بىرحمانه بر ضدّ ائمّه عليهم السّلام وامىداشت ، آسوده مىشد .
مأمون بر امام عليه السّلام جاسوس گماشت
مأمون به گماردن جاسوس ، بسنده نكرد ، بلكه با بهكار بردن مراقبتهاى شديد ، آن
هامش
( 1 ) - ابن اثير ج 5 ص 193 .