تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
رهنمون شد ، از اين روى عيسى مثل مشهور خود را بر زبان آورد كه : « اى يهودا ، آيا به بوسه‌اى پسر انسان را تسليم مىكنى » . « 1 » مسيح ( ع ) را محاكمه نكردند وأو را به صليب نكشيدند وبه خاك نسپردند وهرگز در ميان مردگان جاى نگرفت ، آن گونه كه مسيحيان ادعا مىكنند ، بلكه اين واقعه بر محور يهودا اسخريوطى ، يكى از شاگردان دوازده‌گانهء مسيح مىچرخد ، كسى كه خداوند متعال مىخواست به كيفر خيانتش به أو جزا دهد ، از اين روى كسى كه به دار كشيده شد ، چنانكه برنابا ، يكى از حواريان به راستى بيان مىكند ، همان يهودا ، مشابه با مسيح ، نه خود مسيح بوده است . « 2 » اما موضوع دوم همان خبر دادن مسيح دربارهء پيامبر خاتم ، حضرت محمد ( ص ) است ، با اين وصف كه أو خواهد آمد واز نيرنگ بر دار كردن براي مؤمنان به شريعت الهى پرده بر خواهد داشت كه خداوند متعال نيز در سوره‌هاى آل عمران ، 55 ونساء ، 157 - 158 به اين موضوع أشارت دارد . « 3 » چنانكه پيش از اين نيز اشارتى رفت ، اسلام به روشنى ومؤكّدا چنين مقرر مىدارد كه مسيح هرگز كشته نشده وأو را بر دار نيز نكرده‌اند . بلكه خداوند متعال أو را به سوى خويش فرا برده است ، چنانكه مىفرمايد :
« إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . »
گر چه علماى مسلمان دربارهء معناى « وفات » و « رفع » و « تطهير » اختلاف نظر دارند ، چنانكه أستاذ عبد الوهاب نجار در كتاب قصص الأنبياء آراى شمارى از مفسران ، حدودا بالغ بر نه رأى را ذكر كرده « 4 » واز نگاه خويش بهترين آراء برگزيده است وآن
هامش
( 1 ) . إنجيل لوقا ، 22 : 1 - 71 . ( 2 ) . دربارهء آگاهى از برخى از روايات عربى تفسير ابن كثير ، 1 / 873 - 876 . ( 3 ) . إبراهيم خليل احمد ، محمد ( ص ) في التوراة والإنجيل والقرآن ، ص 218 - 220 . ( 4 ) . اين وجوه عبارتند از الف ) معناى « رافعك إلىّ ومتوفيك » ، بايد گفت كه كلام در آن متضمّن تقديم وتأخير است ؛ ب ) مراد آن است كه من تو را به سرآمدت خواهم رساند وبي آنكه تو را بكشند تو را خواهم ميراند ؛ ج ) مراد بر گرفتن وبالا بردن است ، چنانكه اگر عرب بگويد : « توفّى المال » ، معناى استيفاء وقيض آن است ؛ د ) مراد از وفات در اينجا خواب است ، چرا كه اين دو واژه به جاى همديگر به كار برده مىشوند ، چنانكه از ربيع روايت شده كه خداوند متعال از روى مهرورزى حضرت عيسى را در خواب فرا برد ؛ ه ) اجل تو همچو شخص متوفى است چرا كه آن به رفع شبيه‌تر است ؛ و ) يعنى تو را مىگيرم در حالي كه حقّ تن وجانت را مىگذارم ، آنگاه تفسير« وَرافِعُكَ »نيز همان معناى پيشين را دارد ؛ ز ) مراد از وفات مرگ قواى شهوانى مانع از رسيدن به ملكوت است ؛ ح ) مرداد آيندهء عمل توست . آلوسى مىگويد : بيشتر اين وجوه ، به ويژه مورد أخير بعيد به نظر مىرسند ؛ ط ) ابن جرير از وهب روايت كرده كه گفت : خداوند متعال سه ساعت از روز عيسى بن مريم را مىراند تا اينكه أو را به سوى خويش فرابرد . حاكم روايت ديگرى را نيز از أو نقل مىكند به اين عبارت كه : هفت ساعت أو را ميراند وآنگاه زنده‌اش كرد ( عبد الوهاب نجار ، قصص الأنبياء ، ص 423 ) .