اينكه مىگويد منظور اين است كه من تو را به سرآمدت خواهم رساند وبىآنكه بكشندت تو را خواهم ميراند وكسى را بر تو چيره نخواهم كرد كه تو را بكشد واين آية كناية از مصونيت آن حضرت ( عصمت ) از دست دشمنان است ، آنگاه از همديگر مىپرسند ، جايگاه عيسى كجاست وكار أو را به چه كسى سپردهاند ؟ در پاسخش مىگويد : خداوند متعال كار وبأرش را براي ما به روشنى بيان نكرده وداستانش را باز نگفته است . ما نيز آگاهى از آن را به خداوند متعال مىسپاريم تا چنين باشد كه وى را در زمين ميرانده ويا اينكه همچو أصحاب كهف به خواب فرو برده ويا اينكه أو را به آسمان فرا برده است . هرگز نمىتوان دربارهء اين أمور به طور قطع اظهار نظر كرد ، بلكه ما نيز بايد چنانكه خداوند متعال آن را به روشنى بيان نكرده [ به دليل در اختيار نداشتن افزار شناخت به حقيقت آن ] همچنان موضوع را مبهم بگذاريم واگر كسى بخواهد در اين باره به قطعيتى برسد ويا مدّعى شود كه به قطعيّت رسيده بايد دليل قطعي ارائه دهد . اما آگاهى از آن را به خدا سپردن نيك فرجامتر وبراي حفظ دين به احتياط نزديكتر است ، چرا كه هرگز آسان نخواهد بود كه كسى دربارهء امرى الهى چنان سخنى بگويد كه خداوند خود آن را نگفته وأو نيز دليلي آشكار در دست نداشته باشد . « 1 » سيد قطب مىگويد :
يهود مىخواستند كه عيسى ( ع ) را به دار بكشند وبكشند . اما ارادهء الهى به برگرفتن وفرا بردن أو تعلق گرفت وخواست تا أو را از مخالفت كافران وماندن در ميان آنان كه پليد وآلوده بودند ، حفظ كند ، چنانكه مىفرمايد :
« إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . »
. اما اينكه واقعا وفاتش وفرا بردنش چگونه بوده ، اينها أموري ناپيدا واز جملهء متشابهاتى هستند كه تأويل آنها را جز خدا نمىداند وبحث دربارهء آن چه در عقيدة وچه در شريعت سودى به دنبال نخواهد داشت ، ولى آنان كه بحث دربارهءاش را پى مىگيرند وآن را مايهء جدل قرار مىدهند قطعا عاقبت جز جدل وسردرگمى وپيچيدگى طرفي نخواهند بست وهرگز دربارهء اين حقيقت به قطعيت نخواهند رسيد وچگونه مىتوان واقعا دربارهء أموري كه تنها خداوند به آن آگاهى دارد ، با تشبث به افزار مادي قطعيتى به دست آورد . « 2 »
در هر صورت ، چنانكه محمد عبده در تفسير المنار به آن تصريح كرده علما در اين باره دو نظر دارند : رأى نخست ، كه مشهور نيز هست ، اين است كه خداوند متعال جسم آن حضرت را در حالي كه زنده بود ، فرا برد وآن حضرت در آخر الزمان فرود خواهد آمد وبر أساس شريعت
هامش
( 1 ) . عبد الوهاب نجار ، قصص الأنبياء ، ص 423 .
( 2 ) . في ظلال القرآن ، 1 / 403 .