وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
/ به راستى شأن عيسى در نزد خداوند مانند شأن آدم است . [ كه خداوند ] أو را از خاك آفريد ، آنگاه به أو فرمود :
موجود شو و [ بىدرنگ ] موجود شد . [ اين سخن ] از [ جانب ] پروردگار تو حق است ، پس هرگز از شكآورندگان مباش . وهر كس كه با تو در [ بارهء ] أو پس از دانشى كه به تو رسيده است ، احتجاج ورزد ، بگو بياييد تا فرزندانمان وفرزندانتان وزنانمان وزنانتان ونزديكانمان ونزديكانتان را فرا خوانيم ، آنگاه با همديگر مباهله كنيم و « لعنت » خدا را بر دروغگويان قرار دهيم » [ آل عمران ، 59 - 61 ] . « 1 »
مفسران در اين باره همداستانند كه آيهء 59 آل عمران زماني نازل شد كه هيئت نجران نزد رسول خدا ( ص ) حضور داشتند ويكى از شبهههاى آنان اين بود كه گفتند اى محمد ، وقتي بپذيرى كه عيسى ( ع ) پدرى از انسانها نداشته است ، آنگاه ضرورتا بايد بپذيريم كه خداوند پدر أو بوده است . آن حضرت در پاسخ فرمود : « إنّ آدم ما كان له أب ولا أم ولم يلزم أن يكون ابنا للّه تعالى ، فكذ القول في عيسى عليه السّلام وأيضا إذا جاز أن يخلق اللّه تعالى آدم من تراب فلم لا يجوز أن يخلق عيسى من دم مريم ، بل هذا أقرب إلى العقل ، فإنّ تولّد الحيوان من الدّم الّذى يجتمع في رحم الأم ، آمرب من تولّد ، من التراب الياس / آدم ( ع ) نه پدر ونه مادر داشت ، اما هرگز ضرورتا نمىگوييد كه أو پسر خداست ، داستان عيسى ( ع ) نيز اينچنين است ، آنگاه اگر روا باشد كه خداوند آدم را از خاك بيافريند ، چرا روا نباشد كه عيسى را از خون مريم بيافريند . قطعا اين خرد پذيرتر است ، چرا كه پيدايى موجود زنده از خونى كه در رحم مادرش جمع مىشود ، بسى پذيرفتنىتر از خاك خشك است » . « 2 »
در الدلائل با ذكر سند از ابن عباس روايت شده است كه وقتي هيئت مسيحي نجراني به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدند چهارده كس از اشراف آنان بودند ، از جمله « سيّد » كه بزرگشان و « عاقب » كه از مرتبى پس از أو برخوردار بود ودر واقع صاحب نظر آنان به شمار مىآمد . رسول خدا ( ص ) به آنان فرمود : « اسلام آوريد » . آنان گفتند : اسلام آوردهايم . فرمود :
« اسلام نياوردهايد » . گفتند : آرى پيش از تو اسلام آوردهايم . فرمود : « دروغ مىگوييد ، سه خصلت كه در خود داريد شما را از اسلام آوردن بازمىدارد . نخست آنكه صليب را پرستش مىكنيد ؛ دوم آنكه گوشت خوك مىخوريد ؛ سوم اينكه مىپنداريد ، خداوند را فرزندى است » .
هامش
( 1 ) . تفاسير معتبر ذيل آيهء پيش گفته .
( 2 ) . صفوة التفاسير ، 1 / 206 - 207 .