تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
فرستادهء خدا وصف مىكند ، آنگاه در ميان آنها اختلاف در افتاد وگروهى گفتند : عيسى نيز مانند ديگر رسولان الهى ، پيامبر خداست ، فرقه‌اى ديگر گفتند : پيامبر بودنش درست اما خداوند با أو رابطه‌اى ويژه دارد . برخى ديگر گفتند كه أو از آن روى كه بدون پدر آفريده شده ، پسر خداست ، اما با اين وجود آفريده است نه آفريدگار . در نهايت كساني هم گفتند ، أو پسر خداست وآفريده نيست ، بلكه همانند پدر قديم است . براي پايان دادن به اين اختلافات در سال 325 م ، چهل وهشت هزار كس از كشيشان واسقفان در كنفرانسى موسوم به « مجمع نيقية » گرد آمدند وسرانجام نظر كساني را پذيرفتند كه قائل به خدا بودن ( الوهيت ) مسيح ( ع ) بودند ، يعنى نظر وديدگاه « پولس رسول » وسيصد وهجده أسقف ديگر . آنگاه كنستانتين ، امپراتور روم ( 306 - 337 م ) « 1 » اين باور را پذيرفت وباران خويش را بر مخالفانش چيره گرداند وأصحاب ساير مذاهب ، به ويژه قائلان به خدايى تنهاى پدر وناسوتى بودن مسيح را تبعيد وآواره كرد . صاحب كتاب تاريخ امّت قبطي ، اين تصميم را چنين ذكر مىكند : « جامعهء مقدس وكليساى رسولي ، هر نظري را كه باور داشته باشد ، فرماني بوده كه پسر خدا وجود نداشته است ويا باور داشته باشد كه وى پيش از متولد شدن ، نبوده ويا از نيستى پديد آمده ، طرد مىكند ونيز چنين است حكم كسى كه باور داشته باشد كه پسر از مادة يا جوهري غير از جوهر خدا ( پدر ) پديد آمده ويا بر اين عقيدة باشد كه أو آفريده شده يا بگويد أو تغيير مىپذيرد ويا سايهء زمان بر أو مىافتد » . اما آن مجمع با چنان تصميمى كه گرفت هرگز نتوانست كار نحلهء يكتاپرستان پيرو « آريوس » را با وجود چيره‌شدن بر قسطنطنيه وأنطاكية وبابل واسكندريه ومصر يكسره كند . آنگاه پيرامون « روح القدس » اختلافى ديگر درگرفت وبرخى گفتند كه أو « خدا » است وبرخى گفتند كه خدا نيست ، آنگاه مجمع نخست قسطنطنيه در سال 381 تشكيل شد ودر آنجا الوهيت ( خدا بودن ) روح القدس نيز همچون الوهيّت مسيح كه در مجمع نيقية ودر سال 325 م به تصويب رسيده بود ، مقرّر شد وسه أقنوم متشكل از پدر ، پسر وروح القدس تكميل گرديد .
هامش
( 1 ) . برخى بر اين باورند كه كنستانتين تنها مسيحيت را به عنوان ديانت رسمي خود نپذيرفت ، بلكه خود نيز در سال 312 م مسيحي شد حال آنكه گروهى ديگر معتقدند كه وى در طول زندگىاش بت پرست باقي ماند وتنها در بستر مرگ مسيحيت را پذيرفت ومادرش « هيلانه » كليساى « القيامة » را در سال 326 م در قدس ساخت به اين باور كه مسيح ( ع ) ابتدأ در آنجا به خاك سپارده شد وپس از آن به آسمان فرا برده شد . ( عمر كمال توفيق ، تاريخ الامپراطورية البيزنطيه ، ص 9 ) .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 296 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو