همچنين گذر أو بر فرزند مردهء پير زنى افتاد ، به درگاه الهى دعا كرد وآن شخص زنده شد واز تختى كه روى آن بود به زير آمد وبه نزد خانوادهء خويش باز گشت . « 1 »
د ) آگاهانيدن مردم از چيزى كه مىخوردند ودر خانههاى خويش ذخيرة مىكردند :
علما دربارهء زمان بروز اين معجزه اختلاف نظر دارند ، گروهى گفتهاند كه آن حضرت در آغاز كار خويش از برخى أمور ناپيدا خبر مىداد ، ابن عساكر از عبد اللّه بن عمرو بن عاص روايت كرده وهمچنين از سدّى روايت شده است كه وى با بچهها بازى مىكرد ، آنگاه از كارهاى پدر ومادرشان به آنان خبر مىداد ، چنانكه به كسى مىگفت كه مادرت چيزى را برايت پنهان كرده وآن كودك به خانه بر مىگشت وگريه مىكرد تا آن چيز را از مادرش بگيرد . آنگاه به كودكانشان گفتند كه با اين ساحر بازى نكنند . چنانكه آنان را در خانهاى گرد آوردند وعيسى ( ع ) در طلب آنان بر آمد وبه أو گفتند : آنان در آن خانه نيستند . گفت : پس در خانه كيست ؟ گفتند : خوكان ! عيسى گفت : چنين خواهند بود ، كه ناگاه ديدند كه همهء آنان مسخ شدهاند . « 2 » اما هنگام خبر دادن وى از أمور ناپيدا در زمان نزول سفره ( مائده ) بود ، آنگاه كه مردم را از خبر دادن اندوختههاى خويش نهى كردند وآنان اندوهگين بودند وچيزهايى را ذخيرة مىكردند ، سپس عيسى ( ع ) به آنان مىگفت كه چه ذخيرة كردهاند . عبد الرزاق وديگران در تأييد همين نظر از عمّار بن ياسر روايت كردهاند كه دربارهء عبارت قرآني
« وَأُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ »
گفته است كه منظور خبر دادن از مائده واز آنچه است كه از آن مىخوردند ومقدارى كه ذخيرة مىكردند ، چرا كه دربارهء « مائده » به هنگام نزولش از آنان پيمان گرفته بود كه از آن بخورند وچيزى را ذخيرة نكنند ، امّا آنان خيانت ورزيدند وبخشي از آن را ذخيرة كردند تا اينكه به بوزينگان وخوكان مسخ شدند . « 3 »
پيداست كه به چنين وجهي از أمور ناپيدا سخن گفتن معجزه به شمار مىرود ، چرا كه هرگز ستاره شناسانى كه مدّعى استخراج اخبار هستند ، توان چنين كارى را ندارند ، مگر در مواردى كه مسبوق به پرسش بوده ونيز افزارى را در خدمت مىگيرند واز شناخت ستارگان نيز در اين راه بهره مىبرند ، آنگاه خود معترفند كه بسيار اشتباه مىكنند ، امّا بدون در اختيار گرفتن افزارى
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعاني ، 3 / 169 ؛ تفسير فخر رازي ، 8 / 57 .
( 2 ) . البتة معلوم است كه ارزش اين سخن تا چه پايه است ، زيرا آن كودكان بي گناه چه تقصيري داشتند ( مترجم ) !
( 3 ) . تفسير روح المعاني ، 3 / 170 ؛ تفسير فخر رازي ، 8 / 57 .