تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
فلسطينيان تنها به پيروزى وچيرگى خويش بسنده نكرده بودند بلكه بهر سيطرهء كامل خويش بر شهرها برج وباروهاى بسيار ساختند ، از آن جمله دژى بود كه براي تسلط بر راه موصل ، ميان رود أردن ووادى يزرعيل در « بيت‌شان / بسيان » بنا نهادند ، همچنين دژى در « مخماس » ودژى ديگر در « جبعة » ميان كوه افرايم وأورشليم ودژى ديگر در « بيت لحم » ساختند واز آن گذشتند مأمورانى فلسطينى بر قوم شكست خوردهء بني إسرائيل گماشتند تا ماليات‌هاى مقرر را دريافت دارند ، چنانكه در مراكز وپايگاه‌هاى ديده‌بانى ثابت آنها را مىپاييدند . « 1 » در هر صورت طالوت شروع به فرآهم آوردن نفرات سپاه كرد ، ولشكرى انبوه آماده ساخت ، چنانكه برخى از مفسّران وتاريخ نگاران در تعيين شمار آنان زياده‌روى كرده وآنان را هشتاد هزار جنگاور ذكر كرده‌اند . « 2 » وى آنگاه آنان را مورد آزمون قرار داد ونتيجه‌اش آن شد كه همهء مردان بني إسرائيل لشكر را ترك گفته واز جنگ خوددارى كردند مگر اندكى از آنان كه خداوند آنان را أيمن نگاه داشت وقرآن كريم نيز به اين موضوع اشارتى دارد ، چنانكه كنعان درآمدند ، تابوت را به سر داشتند وهنگامى نيز كه از رود أردن گذشتند ، آن را هم با خود بردند وخيزاب‌هاى بالاى آب‌هاى در جريان را شكافته ومردم بر خشكى راه سپردند ، آنگاه مدّت زماني در خيمه‌اى به « جلجال » سپس در « شيلوه » ماند كه گفته‌اند به مدت سه قرن در آنجا بود ، آنگاه در جنگ « أفيق » به دست فلسطينيان افتاد ووقتي فلسطينيان آن را به بني إسرائيل بازگرداندند ، در قريهء « يعاريم » نگهدارى شد . سپس در روزگار داوود به قدس انتقال يافت ، سپس آن را پس از بناى معبد سليمان در آنجا گذاشتند تا اينكه « منسى » آن را برداشت وبه جاى آن تمثالى گذارد ، آنگاه « يوشيا » آن را بازگرداند وتا زمان اسارت بابلى / سال 586 ق . م بر جاى بود وپس از آن گم شد وكسى نمىداند كه بابليان آن را برداشتند وبا اينكه يهوديان آن را در جايى پنهان كردند وسپس از بين رفت ، بنابر برخى آموزه‌هاى اتيوپيايى چنين مىنمايد كه به « اكسوم » در اتيوپى انتقال يافت ، اما دليلي دالّ بر درستى اين آموزه‌ها در دست نيست ( محمد بيومى مهران ، إسرائيل ، 4 / 124 - 133 ) .
هامش
( 1 ) .H . R . Hall p . 423. ( 2 ) . از روايت تورات چنين بر مىآيد كه اين رخداد به رهبرى « جدعون » ، يكى از قضات بني إسرائيل - ونه با طالوت - رخ داده وشمار لشكريانش سى ودو هزار كس بوده است ، كه تنها سيصد كس از آنان بر پيمان خود پايبند ماندند وجنگ نيز ضد « مديانيان » نه فلسطينيان بوده ، چنانكه آنان بني إسرائيل را مورد أنواع آزارها قرار مىدادند ، حتى آنان را وأدار كردند كه از شهرهاشان بكوچند وكساني از آنان به غارها ومغاره‌ها ودژها پناه بردند . در عين حال جدعون با سيصد كس خود توانست در نخستين هماوردى يكصد وبيست ودر برخورد دوم پانزده هزار كس را بكشد ، بديهي است كه اين گزارش از تحريفات تورات باشد ( محمد بيومى مهران ، إسرائيل ، 2 / 635 - 640 ؛ سفر داوران ، 6 : 7 - 8 ، 21 )
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 18 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو