تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
فرمانروايانشان چهارصدوچهل كس را به بند كشيدند وبر آنان جزيه مقرر داشته وتوراتشان را از آنان ستاندند ، اما آنگاه كه بر بني إسرائيل ، جنگ با آنان مقرر شد روى برتافتند ، مگر سيصد وسيزده كس ( به شمار جنگجويان بدر ) كه پايمردى ورزيدند . آنگاه بني إسرائيل ، پادشاهى طالوت را از آن روى كه از قبيلهء بنيامين بود ، نپذيرفتند ، آنان را نظر بر اين بود كه پيامبرى مىبايد در فرزندان « لاوى » وپادشاهى در قبيلهء يهودا باشد . اما گزينش أو يكى از آن حيث بود كه از دانش سياسي لازم برخوردار بود واز آن گذشته چنان پيكر تنومندى داشت كه از هيبت آن در دل‌ها بيم مىافتاد ومىتوانست در برابر دشمنان پايمردى ورزد ودشوارى جنگ را تاب آورد . « 1 » اما نشانهء پادشاهى أو آن بود كه صندوق عهد را كه در آن مايهء آرامش بود ، از سوى پروردگارشان وبازمانده‌اى از آنچه آل موسى وآل هارون بر جاى گذارده‌اند ، براي آنان باز مىآورد . نسفى مىگويد : برجاىگذاردهء آل موسى وآل هارون همان پاره‌هاى ألواح ، عصاي موسى ، پيراهن أو ، بخشي از تورات وكفش موسى وبوى خوش هارون ( عليهما السلام ) بود كه فرشتگان آنها را حمل مىكردند . ابن عباس گفته است : فرشتگان در حالي آمدند كه تابوت را ميان آسمان وزمين حمل مىكردند تا آنكه آن را فراروى طالوت گذاردند ومردم به آن مىنگريستند . سدى گفته است : تابوت را به خانهء طالوت آوردند ومردم به پيامبرى شمعون ايمان آوردند واز طالوت فرمان بردند . عبد الرزّاق نيز از برخى شيوخ خويش روايت كرده است ؛ فرشتگان آن را در حالي آوردند كه بر ارّابه‌اى نهاده بر گاوى - يا دو گاو - حمل مىشد . برخى ديگر نيز گفته‌اند كه تابوت در « أريحا » بود ومشركان وقتي آن را در اختيار خود گرفتند ، آن را در خانهء خدايان خويش فرودست بت بزرگشان نهادند وتابوت بالاتر از سر آن بت قرار گرفت ، در نتيجة آن را به زير آورده وپايين‌تر گذاردند ، باز بلندتر از آن بود ، سپس باز
هامش
( 1 ) . تفسير بحر المحيط ، 1 / 371 - 372 . در اين نظر أموري به قرار زير ديده مىشود : 1 ) آنكه جالوت پادشاه فلسطينيان - نه عمالقه وكنعانيان - بود ؛ 2 ) ديگر آنكه درياى روم همان درياى سپيد ميانه است كه در آن زمان به « بحر الروم / درياى روم » نامبردار نبود ، چرا كه در آن زمان هنوز رومى در جهان كه از قدرت وكيانى برخوردار باشد كه « درياى ميانه » به آن نام خوانده شود وجود نداشت . در هر صورت مصريان به « بحر المتوسط » ، « الأخضر العظيم » مىگفتند ( واج - ور ) ودر دولت وسطى آن را « واج‌وران حاونبو » ودر دولت متأخر « بايم‌خاروه » گفته‌اند ؛ 3 ) ديگر آنكه كهانت - نه نبوّت - تنها در قبيلهء لاوى مقرر بود ، حقّ آن است كه صموئيل پيامبر كه طالوت را از قبيلهء « افرايم » به پادشاهى برگزيد ، چنانكه هنوز فرمانروايى در « يهودا » مقرر نبود وقضات همگى از « يهودا » نبودند ونخستين پادشاه إسرائيل از قبيلهء بنيامين ( طالوت ) بود .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 16 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو