تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
مريم باز مىگردد ، همچنين حرف « فا » ى وارده در « فناديها » اين مطلب را به روشنى معلوم مىدارد ، يعنى پس پسرى زاد وخداوند آن فرزند را به هنگام ولادت گويا ساخت وآن كودك از فرو دست مادرش ، أو را ندا داد . همچنين اين نظر از مجاهد ، وهب بن منبّه ، ابن جرير وابن زيد نيز وارد شده است ، اما در مقابل برخى ديگر معتقدند كه ندادهندهء جبرئيل ( ع ) بوده است ، چنانكه در البحر المحيط از حسن بصرى روايت شده است كه وى گفت منادى جبرئيل بود ، كه در جايگاهى پايين‌تر از وى قرار داشت وشايد هم براي بزرگداشت حضرت مريم وفرزندش بود كه در فرو دست جاى گرفت وشايد هم نمىخواست فرا رويش ظاهر شود ، در نتيجة كناره گرفت ، امّا اينكه گفته‌اند جبرئيل ( ع ) آنجا باز ايستاد تا كودك را ببوسد ، از سخنانى است كه هرگز سزاوار امين وحى ، آن فرشتهء عالي مقام نيست كه به أو چنين نسبت‌هايى بدهند . امّا فخر رازي به چند دليل زير ، رأى نخست را مورد تأييد قرار مىدهد : اوّلا وقتي مىفرمايد : « فناديها من تحتها » به فتح ميم ، زماني به كار برده مىشود كه حضور كسى در فرو دستش قبلا معلوم باشد وكسى كه حضور أو معلوم بوده ، شخص عيسى ( ع ) است پس بايد منادى را حمل بر أو كرد . اما قرائت « من » به كسر ميم نيز مقتضى آن نيست كه منادى جبرئيل ( ع ) باشد . ديگر آنكه آن مقام ، جايگاه كشف عورت است وفرشتگان را روا نيست كه در چنان جايگاهى حضور يابند . سوّم آنكه « فناديها » فعل است وقطعا بايد پيش از آن از فاعلش ياد شده باشد كه پيش از آن هم از جبرئيل ونيز از عيسى ( ع ) ياد شده اما ذكر عيسى نزديك‌تر است چنانكه مىفرمايد :
« فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ »
ضمير در اين عبارت به مسيح ( ع ) بر مىگردد وحمل بر أو بهتر است . چهارم اينكه - اين دليل حسن بن علي ( ع ) است - اگر عيسى ( ع ) با أو سخن نگفته بود از كجا مىدانست كه أو زبان گشوده است ، در نتيجة به عيسى با سخن أشارت نمىكرد . اما آنان كه منادى را عيسى ( ع ) مىدانند ، اين به آن معنى است كه خداوند متعال به محض زادنش براي دلخوشى مادرش ونيز براي آنكه از تنهايى به در آيد ، زبانش را گشود تا در نخستين گام چنانكه جبريل به أو نويد داده بود علوّ مرتبت آن كودك را ببيند ، اما آنانكه ندا دهنده را جبريل مىدانند ، مىگويند كه از آن روى جبريل ديگر بار به سوى أو فرستاده شد تا با اين واژگان با أو سخن بگويد ، تا اين سخن‌گفتن تذكاري براي أو نسبت به نويدهاى گذشته باشد ، اما در نگاه جمهور مفسّران آن ندا دهنده حضرت عيسى ( ع ) بوده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازي ، 21 / 204 ؛ تفسير روح المعاني ، 16 / 82 ؛ تفسير طبري ، 16 / 68 - 69 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 190 ؛ تفسير نسفى ، 3 / 32 ؛ الكامل ابن أثير ، 1 / 177 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 271 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو