تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
هيرودوس مرد ، آنگاه از مصر به سرزمين‌هاى يهودي نشين آمدند ، اما از بيم « ارخلاوس » ، پسر وجانشين هيرودوس اين بار نه در بيت لحم بلكه در ناصره ودر بخش « الجليل » أقامت گزيدند . « 1 » دربارهء مكان ولادت حضرت مسيح نيز بايد گفت ، چنانكه در قرآن كريم آمده زير تنهء درخت خرمايى بوده است . چنانكه مىفرمايد :
« فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ
/ درد زايمان أو را به پناه تنهء [ درخت ] خرما كشاند » [ مريم ، 23 ] . زمخشري در الكشاف مىگويد كه آن تنهء درخت خرما در بيابان خشكيده بود كه هيچ گونه شاخ وبرگ وميوه وسرسبزى نداشت وآن زمان فصل زمستان بود . آنگاه تعريف ( معرفه بودن ) آن يا از نوع تعريف اسم‌هاى غالبه مانند تعريف نجم وصعق ( النجم والصعق ) است ، چنانكه گويى كه در آن صحرا تنهء خرما بنى وجود داشت كه همهء مردم از وجودش آگاه بودند وگاه كه آن را بر زبان مىآوردند ، همه مىدانستند كه كدامين تنهء درخت خرما را منظور دارند ويا اينكه ممكن است تعريف جنس باشد ، يعنى تنهء آن درخت ويژه كه در آنجا قرار داشت . خداوند متعال از آن روى أو را به سوى آن خرما بن خشكيده رهنمون شد تا از آن به أو رطب تازه چيده بخوراند كه از هر چيزى با طبع زن زائو سازگارتر است . شايد هم از آن روى كه خرما بنان در برابر سرما بيشتر از هر درختى تاب مقاومت دارند وجز در صورت لقاح ثمر نمىدهند واگر سر آن را ببرند به بار مىنشيند ، تو گويى خداوند متعال فرموده است : چنانكه زنان بدون شوهر فرزندى نمىزايند ، خرما بنان نيز جز با لقاح به بار نمىنشينند ، امّا من بدون لقاح خرماى تازه چنين پديد مىآورم تا بر زادن فرزند بدون پدر دلالت كند . « 2 » در هر صورت وقتي حضرت مريم پاك به هنگام زادن به تنهء درخت خرما تكيه داد :
« قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَكُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا
/ گفت : اى كاش پيش از اين مرده بودم وفراموش شدهء از ياد رفته » [ مريم ، 23 ] با اينكه وى مىدانست كه خداوند متعال جبريل را به نزد أو فرستاده وآن فرزند را با دميدن جبريل ( ع ) به أو ارزانى داشته وبه أو وعده داده كه أو وفرزندش را براي جهانيان به عنوان نشانه‌اى قرار خواهد داد . « 3 » اين سخن را از شرمگينى مردم وبيم نكوهش آنان بر زبان راند وشايد هم براي نگرانى از آنچه مردم از روى گناه درباره‌اش مىگفتند .
هامش
( 1 ) . متى ، 2 : 1 - 23 ؛ ونيز :M . Unger op - cit p . 471 Roth op - cit p . 109. ( 2 ) . تفسير فخر رازي ، 21 / 203 . ( 3 ) . پيشين .