تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
ابن كثير مىگويد : از اين آية برمىآيد كه تمنّاى مرگ به هنگام فتنه رواست ، زيرا آن حضرت مىدانست كه دربارهء اين كودك چه بلا وآزمونى را در پيش دارد ، كودكى كه هرگز مردم سخن أو را درباره‌اش حمل بر راستى ودرستى نخواهند كرد وسخن أو را باور نخواهند داشت واينك پس از آنكه عمرى در ميان آنان زنى عبادتگزار وپارسا شناخته شده بود ، أو را [ نعوذ باللّه ] بدكاره تلقى خواهند كرد ، از اين روى آنگاه كه از آبستنى رها شد ، به روايت ابن عباس وسدّى از روى شرم گفت : اى كاش پيش از آنكه چنين گرهى در كار من افتد وبه دليل داشتن فرزندى بدون شوهر چنين اندوهگين شوم ، مرده بودم . آرى اينچنين آرزوى مرگ كرد ، آرى آرزوى مرگ در چنين مواردى كراهتى ندارد ، بلكه در مواردى كه گزندى از قبيل بيمارى ، تنگدستى ، آسيبى از دشمن وديگر دشوارىهاى اين جهانى به انسان رسد ، آرزوى مرگ كراهت دارد . در صحيح مسلم وديگر متون روايى وارد شده كه پيامبر أكرم ( ص ) فرمود : « لا يتمنّينّ أحدكم الموت لضرر نزل ، فإن كان لابّد متمنيا فليقل : الّلهمّ أحيني ما كانت الحياة خيرا لي ، وتوفّنى إذا كانت الوفاة خيرا لي / هيچ كس نبايد به خاطر گزندى كه به خود ديده آرزوى مرگ كند ، امّا اگر از آرزوى آن گريزى نبود ، بايد بگويد : خداوندا اگر زنده ماندن براي من بهتر است ، مرا زنده بدار واگر مرگ براي من بهتر است ، مرا بميران » . اما اگر كسى بپندارد كه تمناى حضرت مريم از شدّت درد بوده - پناه بر خدا - گمانى بد برده است . « 1 » آرى ، در آن معركهء رنج وشدت بيم ناگهان رخداد بزرگى اتفاق افتاد :
« فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا ، فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْناً ، فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا
/ آنگاه از فرودستش أو را ندا داد كه : اندوهگين مباش . به راستى پروردگارت از فرو دستت جويبارى قرار داده است . وتنهء [ درخت ] خرما را به سوى خويش بتكان تا بر تو رطب تازه چين فرو ريزد . پس [ از آن ] بخور وبنوش وديده روشن دار . واگر از آدميان كسى را بيني ، بگو : به راستى كه من براي [ خداوند ] رحمان روزه نذر كرده‌ام . بنابراين ، امروز با هيچ انساني سخن نخواهم گفت » [ مريم ، 24 - 26 ] . اما اينكه منادى در اين آيات كيست ، در اين باره دو نظر ابراز داشته‌اند . گروهى گفته‌اند كه وى حضرت عيسى ( ع ) بوده ، چنانكه حسن بصرى وسعيد بن جبير براين نظر هستند وأبو حيان نيز به اين نظر گرايش دارد چنانكه ضمير نيز به
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير ، 3 / 189 ؛ تفسير روح المعاني ، 16 / 81 - 82 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 270 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو