تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
در نتيجة خواهر موسى ( ع ) بود بسيار به خطا رفته‌اند . چنانكه پيش از اين داستان خواهر موسى از نظر گذشت . در صحيح بخارى روايت شده كه پيامبر أكرم ( ص ) فرمود : « أنا أولى النّاس بابن مريم لأنّه ليس بيني وبينه نبىّ / من از هر كسى به فرزند مريم نزديكترم ، چرا كه در فاصلهء زماني ميان من وأو هيچ پيامبر ديگرى برانگيخته نشده است » . همچنين احمد در سند خويش از مغيرة بن شعبه روايت مىكند كه وى گفت : رسول خدا ( ص ) مرا به نجران فرستاد وآنان گفتند : آيا در عبارت
« يا أُخْتَ هارُونَ »
كه بر زبان مىآوريد ، در نگريسته‌ايد ، حال آنكه موسى سال‌ها پيش از عيسى مىزيسته است ، راوي مىگويد ، باز گشتم واين موضوع را به حضور رسول خدا ( ص ) عرض كردم وآن حضرت فرمود : « ألا أخبرتهم أنّهم كانوا يسمون بالأنبيا والصالحين قبلهم / آيا به آنان نگفتى كه آنان پيش از آن نام پيامبران وصالحان را بر فرزندان خويش مىگذاشتند » . « 1 » از محمد بن سيرين روايت شده است كه گفت به ما چنين خبر داده‌اند كه كعب گفت : هارون مذكور در عبارت
« يا أُخْتَ هارُونَ »
هارون برادر موسى ( ع ) نيست ، راوي مىگويد كه عايشه به أو گفت : « دروغ گفتى » . أو گفت : اى امّ المؤمنين ، اگر پيامبر أكرم ( ص ) آن را گفته باشد ، چه ؟ كه أو داناتر وآگاهتر از هر كسى است ، از آن گذشته من مىبينم كه آنان ششصد سال دور از همديگر زيسته‌اند ، مىگويد آنگاه « ديگر چيزى نگفت » . ابن كثير مىگويد : در اين تاريخ بايد درنگ كرد « 2 » واين درست است چرا كه موسى وعيسى ، عليهما السلام ، حدود بيست ودو قرن دور از هم مىزيسته‌اند . وقتي آن قوم بر مريم پاك هر چه سخت‌تر گرفتند :
« فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
/ به أو اشاره كرد ، گفتند : چگونه با كسى كه كودكى است در گهواره سخن بگوييم » [ مريم ، 29 ] ، سدّى مىگويد : وقتي به أو اشاره كرد ، آنان خشمگين شدند وگفتند : ببينيد چگونه ما را به ريشخند گرفته است به ما مىگويد كه با آن كودك سخن بگوييم ، اين ريشخند بر ما از كار بدى كه كرده دشوارتر مىآيد ، « قالوا كيف نكلّم من كان في المهد صبيّا » يعنى همو كه تازه به دنيا آمده واينك در گهواره خفته چگونه مىتواند سخن بگويد ؟ فخر رازي در تفسير كبير مىگويد : أو داشت شير مىخورد ، اما به محض آنكه اين سخن را شنيد ، شير را واگذارد ورو به سوى آنان كرد وبر دست چپ خويش تكيه داد وبه انگشت سبابه خويش اشاره كرد .
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعاني ، 16 / 88 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 193 ؛ تفسير طبري ، 16 / 77 - 78 ؛ مسند أحمد ، 4 / 252 ؛ صحيح مسلم ، 6 / 171 ؛ تحفة الأحوذي ، 5 / 601 . ( 2 ) . تفسير طبري ، 16 / 77 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 193 .