هفتمين وصف يحيى ( ع ) در اين آية ستمكار نبودن وى است ، چنانكه هرگز از روى كبر وبرترى جويى از حق روى بر نمىتافت وهمواره به راستى گردن مىنهاد وهرگز به مردم فخر نمىفروخت وبر آنان برترى نمىجست . همچنين در معناى جبّار گفتهاند كه وى كسى است كه جز خود براي كسى حقي قائل نيست . از ابن عبّاس روايت شده است جبّار كسى است كه مىكشد واز روى خشم مردم را گردن مىزند . « 1 » در اين آية مراد وصف فروتنى ونرمخويى حضرت يحيى ( ع ) است كه آن از أوصاف مؤمنان است ، چنانكه خداوند متعال در حق پيامبر اسلام مىفرمايد :
« فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ
/ پس به [ لطف ] رحمتي از [ سوى ] خدا با آنان نرمخو شدى واگر درشتخوى سختدل بودى ، به يقين از پيرامونت پراكنده مىشدند . . . » [ آل عمران ، 159 ] . « 2 » حسن بصرى مىگويد : اين خلقي است كه محمد ( ص ) بر پايهء آن برانگيخته شده است ، چرا كه خويشتن را به فروتنى وخداوند را به عظمت وكمال شناختن در رأس تمامى عبارات قرار دارد واگر كسى خويشتن را به فروتنى وخداوند را به كمال بشناسد ، آنگاه چگونه مىتواند برترىجوى وخودبزرگبين باشد ، از اين روى وقتي إبليس خود رأى شد وسركشى كرد از بخشايش الهى واز دين دور ماند . « 3 »
هشتمين وصفش در اين آية سركش نبودن است
( وَلَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا )
عصّى از عاصى بليغتر است چنانكه عليم نيز از عالم رساتر است . منظور از اين عبارت بيان مبالغه در پرهيزگارى - نه نفى مبالغه - است . همچنين برخى مخالف فرمان سرور عزّ وجلّ را نيز « عصيّ » دانستهاند . چنانكه برخى نيز فرزندى را كه از فرمان پدر ومادر خويش سرپيچى كند ، عصّى مىدانند . طبري مىگويد
« وَلَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا »
يعنى از طاعت خداوند وفرمان پدر ومادر سرنمىپيچيد بلكه براي خداوند وپدر ومادر خويش فروتن ومتواضع بود واز أوامر آنان فرمان مىپذيرفت واز نواهى آنان باز مىماند وهرگز نسبت به خداوند وپدر ومادرش سركش نبود . « 4 »
نهمين وصف يحيى ( ع ) در اين آية آن است كه مىفرمايد :
« وَسَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
/ درود بر أو باد روزى كه زاده شد وروزى كه مىميرد وروزى كه
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعاني ، 16 / 73 .
( 2 ) . براي تفصيل بيشتر تفاسير معتبر ذيل آيهء پيش گفته .
( 3 ) . تفسير فخر رازي ، 24 / 193 .
( 4 ) . تفسير طبري ، 16 / 58 .