تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
« حنة » نازا بود وفرزندى به دنيا نمىآورد ، آنگاه اين سلسله معجزات به سوّمى كامل شد وعيسى ( ع ) بدون پدر چشم به جهان گشود . « 1 » خداوند متعال قصّه يحيى ونيز مريم را از آن روى بر داستان عيسى ( ع ) مقدّم داشت كه در واقع زادن فرزندى كه پدر ومادرى پير وفرتوت به روش معمول بشرى نزديك‌تر است تا آفرينش فرزندى بدون پدر ، وبهترين شيوه در آموزش ، آن است كه مراحل از آسانتر به دشوارتر مراعاة شود . افزون بر اين خداوند متعال يحيى ( ع ) را با تحسينى دل انگيز ستوده وبه نيكوكارى ، پرهيزگارى ، شايستگى واستوارى توصيف كرده است ، چنانكه مىفرمايد : [ گفتيم : ] اى يحيى ، به جدّ [ وجهد احكام ] كتاب [ آسمانى ] را بگير وبه أو در كودكى حكمت داديم . و [ نيز ] از نزد خويش [ به أو ] مهربانى وپاكدلى [ بخشيديم ] و [ أو ] پرهيزگار بود . ودر حقّ پدر ومادرش نيكوكار بود وگردنكش [ و ] نافرمان نبود . وروزى كه به دنيا آمد وروزى كه مىميرد وروزى كه زنده برانگيخته مىشود ، سلام بر أو باد » [ مريم ، 12 - 15 ] . مفسران مىگويند كه خداوند متعال در اين آيات نه وصف براي يحيى ( ع ) برشمرده است . نخست آنكه به أو كتاب داد ، وكتاب همان تورات / كتاب بني إسرائيل پس از موسى ( ع ) است كه پيامبرانشان احكام آن را به پا داشته ، آن را به مردم مىآموختند وبه آن حكم مىكردند ودر واقع يكى از مهم‌ترين نعمت‌هاى الهى بر بني إسرائيل بود . چنانكه مىفرمايد :
« وَلَقَدْ آتَيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ
/ وبه راستى به بني إسرائيل كتاب وفرمانروايى وپيامبرى داديم » [ جاثيه ، 16 ] ، ابن عطيه مىگويد : بنا بر اجتماع أمت آن كتاب ، تورات بوده است ، چرا كه الف ولام براي عهد ودر آن صورت معهود ديگرى جز آن در ميان نيست . ديگر آنكه إنجيل در آن زمان هنوز نازل نشده بود ، چنانكه اين ويژگى را بسيارى از پيامبران داشتند ، همچنين گفته‌اند كه مراد از « كتاب » ، صحف إبراهيم ( ع ) است وبرخى نيز معتقدند كه الف ولام براي جنس است يعنى كتاب خداى متعال . به هر حال يحيى وارث پدرش ، زكريا شد ، از اين رو براي حمل بار سنگين رسالت فرا خوانده شده واين كه با نيرومندى وعزم واراده اين امانت را به انجام رساند وهرگز سستى به خود راه ندهد وضعفي در اراده‌اش پديد نيايد واز تكاليف خود دربارهء آنچه به ارث برده بود ، از پاى ننشيند . « 2 »
هامش
( 1 ) . محمد خليل هراس ، پيشين ، ص 183 . ( 2 ) . روح المعاني ، 16 / 72 ؛ في ظلال القرآن ، 4 / 2304 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 230 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو