- مرفوعا - روايت كردهاند كه گذر آن حضرت بر كودكانى افتاد كه بازى مىكردند وأو را نيز به بازى فرا خواندند وفرمود : « ما للعب خلقت / براي بازى كردن آفريده نشدهام » . « 1 » چهارمين وصف يحيى ( ع ) در اين آية
« نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ »
است كه پس از بشارت به زادنش دوّمين ودر عين حال والاترين مژدهاى است كه حضرت زكريا دربارهء أو دريافت مىدارد .
همچون آن نويدى كه خداوند متعال به مادر موسى داد :
« إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
/ ما أو را به تو باز خواهيم گرداند وأو را از رسولان قرار مىدهيم » [ قصص ، 7 ] . امّا مراد از صلاح ( شايستگى ) در اين عبارت البتة بايد بسى برتر از شايستگى وصلاحيتى باشد كه به عنوان پيامبر از آن برخوردار است ، بلكه منظور از آن همان صلاحيتى است كه مبناى دعاى سليمان ( ع ) واقع شده است :
« وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ
/ مرا به مهر خويش در زمرهء بندگان شايستهات درآور » . اين از آن است كه پيامبران از ميزان صلاحيتى برخوردارند كه آنان را سزاوار نبوت گردانده است ، آنگاه اگر چنين نباشد آنان شايستهء پيامبرى نخواهند بود وچنين صلاحيتى نسبت به آنان بهسان پايبندى ما به انجام دادن واجبات است . امّا پس از آنكه همهء پيامبران از اين درجهء شايستگى لازم براي پيامبرى برخوردار گشتند ، مراتب آنها در احراز شايستگىهاى بيشتر متفاوت است به نحوى كه هر اندازه كه بهرهاى بيشتر از آن برده باشند ، منزلت آنان نيز بالاتر خواهد بود . « 2 »
ديگر بار به آغاز سخن بر مىگرديم ، به زكريا ( ع ) ، آن پيامبر بزرگوارى كه از داشتن پسر ، آن هم در أوج سالمندى ونازايى همسر در شگفت شد ، آنگاه بود كه به أو گفتند : بدينسان خداوند هر كارى را كه بخواهد انجام مىدهد ، سپس از خداوند متعال درخواست كرد كه نشانهاى دالّ بر آبستنى همسرش به أو بنماياند ، پس به أو گفتند : نشانهات آن باشد كه سه شبانهروز - در أوج صحّت وسلامتى - با مردم سخن نتوانى گفت ، منظور آن است كه مانعى آسمانى نخواهد گذاشت - كه جز ياد خداوند - سخنى ديگر بر زبان آورى وخداوند متعال به اين حقيقت چنين أشارت دارد : « گفت : پروردگارا ، چگونه براي من كودكى پديد آيد حال آنكه زنم نازاست وبه راستى من [ نيز ] از پيرى به ناتوانى [ وفرتوتى ] رسيدهام . فرمود : بدينسان است . پروردگارت فرموده است : آن بر من آسان است وبه راستى پيش از تو را در حالي آفريدم كه هيچ چيز نبودى . گفت : پروردگارا ، براي من نشانهاى بگذار . فرمود : نشانهات آن
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعاني ، 1 / 541 - 542 .
( 2 ) . تفسير فخر رازي ، 8 / 37 .