تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
است كه در عين تندرستى ، سه شبانه روز نمىتوانى با مردم سخن بگويى » . [ مريم ، 8 تا 10 ] . مفسران در تفسير آيهء دهم چند نظر دارند ؛ گروهى معتقدند كه خداوند متعال تا سه شبانه روز زبانش را بند آورد ودر آن مدت جز به رمز واشاره نمىتوانست با مردم سخن بگويد . منظور از رمز ، اشاره به دست ، سر وغيره است ، طبري مىگويد ، مراد از آن اشاره با دو لب ( لب جنباندن ) است كه گاهى نيز در جنباندن ابروها وچشم‌ها نيز به كار برده مىشود . اين رخداد دو فايدهء مهم داشت ، نخست آنكه نشانه‌اى بر پيدايى فرزند بود واز ديگر سوى خداوند متعال زبانش را از سخن گفتن دربارهء أمور دنيا باز داشت ، در عين حال أو را بر ذكر وتسبيح وتهليل توانا ساخت تا در اين مدت به ياد كرد خداوند متعال مشغول باشد واين نعمت ارزشمند را كه بر أو ارزانى داشته بود ، سپاس بگزارد ، بنابراين تقدير اين يك رخداد ، هم نشانه‌اى بود بر مقصود خداوند ونيز براي اداى سپاس نعمتي كه خداوند أو را به آن نواخته بود در اين صورت فراگير تمامى أهداف ومقاصد است ، افزون بر آن اين واقعه خود از چندين وجه معجزه بود ، نخست آنكه در عين ناتوان بودن از سخن گفتن دربارهء أمور دنيوي مىتوانست به ذكر وتسبيح زبان بگشايد ، كه اين خود از بزرگ‌ترين معجزات است ، دوّم اينكه حصول چنين امرى نيز در دورانى كه وى به سخن گفتن توانا بود ودر أوج سلامت بنيه واعتدال مزاج قرار داشت ، خود معجزه است . سوّمين وجه اعجاز آن بود كه به أو خبر دادند كه به محض وقوع آن حالت ، وجود فرزندش نيز حاصل مىشود ، پس به حقيقت پيوستن آن خبر نيز خود معجزه است . « 1 »

2 . يحيى ( ع )

يحيى ( ع ) زاده شد وپاك واستوار به جوانى رسيد ، چنانكه در پرهيزگارى وپارسايى وفرمانپذيرى از پروردگارش نمونه بود . چنانكه در نيكوكارى در حقّ پدر ومادر نيز زبانزد عام وخاص بود وخداوند متعال نيز أو را به دانش وحكمت نواخته وبا رسالت بر أو منت گذارده بود . چنين روايت كرده‌اند كه وى هرگز آهنگ انجام گناهى نيز نكرد وهمچون ديگر كودكان خود را به بازى سرگرم نساخت وهمواره مىگفت كه براي بازى آفريده نشده‌ام . يحيى ( ع ) دوّمين معجزه براي بني إسرائيل بود ، زيرا ولادت مريم ( ع ) نخستين معجزه بود ، چرا كه مادرش
هامش
( 1 ) . تفسير طبري ، 3 / 26 ؛ تفسير فخر رازي ، 8 / 40 .