پرش به محتوای اصلی

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحه 227

پدیدآورندگان:

ص۲۲۷
( ع ) ، آنگاه توانايى بر آن وانجام تكليف به نحوى كه انسان را از خداوند دور نكند ، مرتبت برترى است كه پيامبر ما ( ص ) به آن نايل آمده ، چنانكه در عين داشتن چند همسر هرگز از انجام تكاليف الهى بازنماند وهمواره خداوند را در نظر داشت وحتى اين امر با نگاه داشتن وسرپرستى وتقبل هزينه وهدايتشان مايهء فزونى عبادت آن حضرت نيز بود ، در حالي كه تصريح مىكرد كه آن همچو ديگران از بهره‌مندىهاى دنيوي أو نيست ، چنانكه مىفرمايد : « حبّب إلىّ من دنياكم / از دنياي شما . . . براي من خوشايند قرار داده شده است » . مراد آن است كه « حصور » ستايشى براي يحيى است وبه اين معنى نيست كه وى به زنان نزديكى نمىكرده است ، بلكه چنانكه بسيارى گفته‌اند وى از گناهان وپليدىها بركنار بود واين هرگز مانع از ازدواج با زنان ونزديكى با آنان ودر نهايت زادن فرزند نيست ، بلكه از دعاى پدرش ، پيش از زادن أو ازدياد نسل برمىآيد ، چنانكه مىگويد :
« هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً »
تو گويى خواسته‌اش آن بود كه خداوند به أو فرزندى داراى ذرّيه ونسل وزادورود ببخشد . « 1 » امّا دربارهء رواياتى كه محدّثان - با فرض صحت - نقل كرده‌اند ، مىتوان گفت كه آنها از باب تمثيل واشاره به بهره‌مند نشدن آن حضرت ( ع ) از توانايى خويش به دليل عدم گرايش أو به ازدواج وارد شده‌اند ، چرا كه أو مسئوليتى والاتر از اين داشت . از اين روى برخى با استدلال به حال يحيى گفته‌اند كه رويكرد به عبادت‌هاى مستحبّى از پرداختن به ازدواج بهتر است . برخى ديگر نيز با اين نظر گاه مخالفند ودليل آنان روايتي است كه طبرانى از أبى امامه نقل كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « چهار كس‌اند كه در دنيا وآخرت نفرين شده‌اند وفرشتگان مصون‌اند . مردى كه خداوند متعال أو را مرد آفريده وزنى ورزد وخويشتن را به زنان همانند كند وزنى كه خداوند أو را زن آفريده ، آنگاه مردى ورزد وخود را به مردان همانند كند ، وآن كس كه نابينايى را راه ننمايد ونيز مرد حصور [ خويشتن دار از حلال ] ، چرا كه خداوند متعال جز يحيى بن زكريا را حصور قرار نداده است » . در روايتي ديگر آمده است كه : « خداوند متعال نفرين كند كسى را كه پس از يحيى بن زكريا [ از رغبت به زنان ] خويشتندارى كند » . همچنين رواست كه « حصور » را كسى بدانيم كه در حصر نفس ( خويشتندارى ) وبي رغبتي به شهوات ، در عين توانايى ، زيادة روى مىكند وحال آن حضرت ( ع ) نيز اينچنين بود ، عبد الرزاق - موقوفا - از قتادة ، وابن عساكر از معاذ بن جبل
پاورقی
( 1 ) . تفسير ابن كثير ، 1 / 541 - 542 .