وروايات در اين باره بسيار است . ونيز گفتهاند كه از اين حيث نيز همانندى نداشته است . « 1 »
خداوند متعال پيامبر بزرگوارش ، حضرت يحيى ( ع ) را در سورهء آل عمران به چهار صفت وصف كرده است ، چنانكه مىفرمايد :
« أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَيِّداً وَحَصُوراً وَنَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ
/ خداوند تو را به يحيى كه تصديق كنندهء فيض الهى ( عيسى ) وسرور وخويشتندار [ از رغبت به زنان ] وپيامبرى از نيكوكاران است ، نويد مىدهد » [ آل عمران ، 39 ] ، نخست خداوند متعال اين وصف را براي أو ياد مىكند كه : « تصديق كنندهء فيضى از سوى خداوند است » مراد از كلمه در اينجا عيسى بن مريم است ، ووصف يحيى تصديق كردن وايمان به أو ونخستين مؤمن به اوست واز آن روى خداوند متعال عيسى ( ع ) را « كلمه » ناميده كه به امر الهى ( كن ) وبدون پدر به دنيا آمده است « 2 » ، به رغم آنكه سيد قطب معتقد است كه دليل قطعي ( جز تأييد الهى ) ديگرى در دست نيست كه چنين فهمي ( تصديق عيسى توسّط يحيى ) را اثبات كند . « 3 »
امّا مفسّران از ابن عبّاس روايت مىكنند كه وى گفت : يحيى شش ماه از عيسى بزرگتر بود ونخستين كسى بود كه به أو ايمان آورد وأو را به عنوان كلمه وروح الهى تصديق كرد ، آنگاه حضرت يحيى را پيش از بالا بردن عيسى شهيد كردند . همچنين احمد از مجاهد نقل كرده است كه گفت : زن زكريا به مريم گفت : من مىبينم فرزندى كه در شكم دارم براي فرزندى كه تو در شكم دارى از جاى مىجنبد . همچنين ابن جرير از طريق ابن جريج از ابن عباس روايت كرده كه يحيى وعيسى ( ع ) ، پسر خاله بودهاند ومادر يحيى به مريم مىگفت : « مىبينم كه فرزندم در شكم براي فرزندى كه تو در شكم دارى سجده مىبرد » ، وتصديق عيسى توسط يحيى همين بود . گفتهاند كه وى شش ماه يا سه سال از عيسى بزرگتر بود . « 4 » در تفسير ابن كثير
هامش
( 1 ) . گفتهاند كه خداوند متعال از آن روى أو را به « يحيى » نام گذارد كه با أو نازايى مادرش را از بين برد ( يعنى زايش را - كه مايهء زندگى است - در أو زنده كرد . يا اينكه خداوند دلش را به ايمان وطاعت زنده گردانيد وخداوند متعال از بندهء فرمانپذير به زنده وبندهء گناهكار به مرده تعبير كرده است ، چنانكه مىفرمايد :« أَ وَمَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ/ آيا آنكه مرده بود وما أو را زنده كرديم » . همچنين مىفرمايد :« إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ/ آنگاه كه شما را به سوى دعوتي فرا خواند كه شما را زنده مىگرداند » . يا اينكه أو به ارشاد وهدايت آفريدگان زندگى مىيابد ، چرا كه خداوند متعال أو را به فرمانپذيرى زنده گردانيد . چنانكه آهنگ گناهى نكرد وگناهى هم مرتكب نشد . نيز شايد از آن روى كه به مقام شهادت نايل آمد وشهيدان در نزد پروردگارشان زندهاند ، چرا كه خداوند متعال مىفرمايد :« بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ »وكساني نيز چيزهاى ديگرى گفتهاند .
( 2 ) . تفسير نسفى ، 1 / 156 .
( 3 ) . في ظلال القرآن ، 1 / 394 .
( 4 ) . روح المعاني آلوسى ، 3 / 147 ؛ تفسير طبري ، 3 / 253 .