تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
حكومتى آنان پادشاهى بود ، چنانكه « أدمىها » ، « عمونىها » و « مؤابىها » هر كدام پادشاهى داشتند وفلسطينيان نيز سرانى مذهبي داشتند همانند پادشاهان ، همچنين فينيقىها نيز برخوردار از زندگى شهرنشينى بودند . همهء اينها بني إسرائيل را بر آن داشت كه پادشاهى بجويند تا در جنگ‌ها آنان را راهبرى كند وهمچنين قاضى ( داور ) آنان هم باشد ؛ 3 ) ديگر آنكه از روزگار « فيخاض » ، كساني ناتوان عهده‌دار مقام كهانت اسرائيلى شده بودند ، چنانكه داستان « عالي » كاهن خود بر اين واقعيت تأكيد مىكند كه أو از خاندان « العازار » فرزند ارشد حضرت هارون ( ع ) نبود ، همان كسى كه مىبايد خلافت در زاد ورود أو استمرار مىيافت ، بلكه از خاندان فرزند كوچك‌تر أو « اثيمار » بود ؛ 4 ) آنگاه دو فرزند « عالي » كاهن ( حفني وفيخاض ) هرگز به آزمندى تند خويش بسنده نكردند بلكه در ميان مردم بزرگوار « شيلوه » مرتكب ناشايست‌ترين نوع دوگانه‌پرستى مىشدند و - به رغم آنكه خود همسرانى داشتند - هرگز از به تباهى كشاندن زنانى كه براي پرداختن به أمور معبد به آنجا آمد وشد مىكردند - أموري كه انجام دادن آنها هرگز سزاوار وبايستهء زنان نبود - دست نمىداشتند « 1 » ؛ 5 ) ديگر آنكه در تورات نصّى وجود دارد كه نظام حكومتى بني إسرائيل را پادشاهى مقرر مىكند « 2 » ؛ 6 ) تهديد مرزهاى شرقي إسرائيل توسط « عمونىها » ، به ويژه تهديد فلسطينيان وويران كردن بسيارى از شهرهاشان ، سبب اصلى ( مستقيم ) برپايى نظام پادشاهى بني إسرائيل بود . « 3 » بدين ترتيب تهديد خارجي وهرج ومرج داخلي ، بزرگان إسرائيل را ناگزير ساخت كه گرد هم آيند وبخواهند كه بر قبايل مختلف اسرائيلى پادشاهى بگمارند وديهيم پادشاهى بر سر أو نهند ؛ بدينسان صموئيل پيامبر ، « شاؤل بن قيس » ، از نوادگان بنيامين را براي پادشاهى بر آنان برگزيد ، با اين حال روايت تورات به اين امر اشاره دارد كه أو در پذيرش خواستهء شيوخ إسرائيل بسيار دودل شد وحق آن است كه كار در نگاه صموئيل بس بد جلوه كرد وقومش را از خشم خداوند برحذر داشت واز اين امر كه پادشاهى بر آنان بگمارد خرسند نبود ، ولى احتجاج صموئيل را چه فايده كه شيوخ إسرائيل بر رأى خود پاى فشردند . در عين حال صموئيل خود هرگز نمىخواست كه در حقيقت ، فرمانروايى مستقلى را بنياد نهد ، بلكه تمامى اميد وآرزوى أو بر عهده گرفتن فرماندهى جنگى آنان بود ودر واقع راهبر وتكيه‌گاه تمامى
هامش
( 1 ) . صموئيل أول ، 2 : 22 - 25 ؛ ف ، ف . ب . ماير ، حياة صموئيل النبىّ ، قاهره ، 1967 م ، ص 35 - 65 . ( 2 ) . سفر تثنيه ، 17 : 14 - 15 . ( 3 ) . محمد بيومى مهران ، إسرائيل ، 2 / 661 - 667 .