تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣

بخش سوم * زكريا ويحيى ( ع ) *

1 . زكريا ( ع )

ياد زكريا وفرزندش يحيى ( ع ) بارها ودر شمارى از سوره‌هاى قرآن كريم آمده است ، از جمله در سورهء آل عمران كه مىفرمايد :
« هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ * فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَهُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَيِّداً وَحَصُوراً وَنَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ * قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عاقِرٌ ، قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ * قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكارِ
/ آنگاه بود كه زكريا از پروردگارش [ حاجت ] خواست . گفت : پروردگارا ، از نزد خويش نسلي پاك به من ببخش . به راستى [ كه ] تو شنواى دعايى . پس در حالي كه در عبادتگاه نماز مىگزارد ، فرشتگان أو را ندا دادند كه خداوند تو را به يحيى كه تصديق كنندهء فيض الهى ( عيسى ) وسرور وخويشتندار [ از رغبت به زنان ] وپيامبرى از نيكوكاران است ، نويد مىدهد . گفت پروردگارا ، چگونه براي من فرزندى خواهد بود حال آنكه پيرى من فرا رسيده است وزنم نازاست ؟ [ خداوند ] فرمود : بدينسان . خدا هر چه بخواهد انجام مىدهد ، گفت : پروردگارا ، براي من نشانه‌اى بگذار ، [ خداوند ] فرمود : نشانهء تو [ آن است ] كه سه روز - جز به اشاره - نمىتوانى با مردم سخن بگويى . وپروردگارت را بسيار ياد كن وشامگاهان وصبحگاهان تسبيح گوى »