تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
ابن عساكر مىگويد : نام أو أسباط بن عدي بن شوليم بن أفرايم بوده « 1 » در تفسير طبري آمده است كه وقتي الياس بني إسرائيل را مورد نفرين قرار داد وسه سال تمام باران بر آنان نباريد وچارپايان وشتران وجانوران ودرختان از ميان رفتند ومردم سخت به تكاپو پرداختند ، الياس از بيم جان خويش ، خود را از مردم نهان داشت وشبى به زنى از بني إسرائيل كه پسرى به نام « يسع بن أخطوب » داشت ، پناه آورد ، يسع بيمار بود والياس دعا كرد وبيمارىاش بهبود يافت ، آنگاه يسع از الياس پيروى كرد وبه أو ايمان آورد وأو را تصديق كرد وملازم أو شد وهر كجا كه أو مىرفت ، همراه أو بود . « 2 » برخى از مفسران بر اين عقيده‌اند كه واژهء « يسع » معرّب اسم عبراني « يشع » است كه از واژگان دخيل به زبان عربى به شمار مىآيد كه الف ولام تعريف بر خلاف قياس بر آن وارد شده است ، در حالي كه برخى ديگر چنين نظر دارند كه آن اسمى عربى ومنقول از « يسع » ومضارع « وسع » وأو از زادورود إسماعيل ( ع ) است . امّا محمّد عبده چنين نظر دارد كه آن عربى شدهء « يشع » ويكى از انبياى بني إسرائيل وجانشين الياس ( إيليا ) است ، چنانكه معمول در نقل اسم عبرى به عربى تبديل « ش » به « س » است . « 3 » ما نيز به همين نظر گرايش داريم وهمان را ترجيح مىدهيم ، چنانكه از وهب بن منبه روايت شده است كه خداوند « حزقيل » را ميراند وحوادث سهمگينى براي بني إسرائيل رخ داد وعهدي را كه خداوند بر عهدهء آنان داشت به فراموشى سپردند وحتّى بتان را برافراشتند وبه جاى خداوند پرستيدند . سپس خداوند متعال الياس را از فرزندان هارون ، در ميان آنان به پيامبرى برانگيخت ، چنانكه پيامبران بني إسرائيل پس از موسى ( ع ) براي تجديد هر آنچه از تورات كه فراموش كرده بودند ، به سوى آنان برانگيخته مىشدند ، الياس معاصر يكى از پادشاهان بني إسرائيل به نام « آحاب » بود كه زنش « أربل » به نام داشت وآحاب حرف أو را مىشنيد ومىپذيرفت والياس نيز به كارهاى أو سامان مىداد وسايه بني إسرائيل نيز بتي مرسوم به « بعل » را برگزيده بودند وآن را مىپرستيدند . « 4 » داستان يسع ( يشع ) به تفصيل در سفر دوّم پادشاهان ( 2 - 9 ) از عهد عتيق آمده است با اين مضمون كه وى در روزگار « يهورام » ، از پادشاهان إسرائيل ، واپسين پادشاه خاندان عمرى
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ، 2 / 129 - 130 . ( 2 ) . تفسير طبري ، 23 / 93 . ( 3 ) . تفسير المنار ، 7 / 490 - 491 ؛ تفسير قرطبى ، ص 2468 - 2469 . ( 4 ) . تفسير طبري ، 23 / 92 - 93 ؛ تاريخ طبري ، 1 / 461 .