تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
پيامبرانش را نيز كشته بودند . از اين روى إيليا همچو تندباد ، تهديدكنان وبا بيم‌دادن مردمان از اين امر كه در اين سال‌ها خبري از ابر وباران نخواهد بود ، به سوى تمامى نقاط شهرها رهسپار شد ودر سال دوّم خداوند به إيليا گفت : « برو وآحاب را ببين كه به أو در زمين باران داده شده است » . « 1 » با آنكه گرسنگى در همه جا شديد بود ، اما در « سامره » بسى سخت‌تر وشديدتر بود ، آنگاه إيلياى پيامبر از آحاب خواست كه تمامى بني إسرائيل را به كوه « كرمل » فرا خواند ، همانجا كه خادمان بعل به هم مىرسيدند كه شمار آنان چهار صد وپنجاه كس بود . همچنين خادمان « سواري » « 2 » كه بر سفرهء إيزابل مىزيستند شمار آنان نيز چهار صد كس بود ، وآحاب فرمان پادشاهى خود را به اين مضمون صادر كرد كه تمامى بني إسرائيل وهمگى پيامبران در كوه « كرمل » فرآهم آيند وإيليا از آنان خواست كه از بعل‌ها وبت‌هاشان بخواهند كه بر آنان باران فرو فرستد ، آنگاه اگر آنها دعايشان را روا داشتند ، خود بر حق‌اند واگر أجابت نكردند آنها بر باطل هستند ، سپس دعا كردند وپاسخى نشنيدند وإيليا به درگاه خداى خويش دعا كرد وخداوند دعايش را أجابت كرد وباران فرو باراند وهمه كس وهمه چيز را سيراب كرد وسرزمينشان جانى دوباره گرفت وگره از كارشان گشوده شد وخداوند متعال بلا را از آنان برداشت آنگاه إيليا به مردم گفت : « پيامبران بعل را نگاه داريد وكسى از آنان در نرود ، آنگاه آنان را نگاه داشتند وإيليا آنان را در كنار رود « ميشون / رودى واقع در ميانهء جلگهء خرّم ابن عامر » فرود آورد وايشان را گردن زد » . آنگاه إيزابل از اين رخداد باخبر شد ودر أوج خشمگينى به انتقام كشتن كاهنان بعل به كشتن إيليا هشدار داد ، ولى إيليا پس از آنكه مسئوليت دعوت را پس از خود بر عهدهء حوارىاش ، « يسع » گذارد ، بني إسرائيل را رها كرد وبه سوى كوه حوريب شتافت . « 3 » در عين حال منابع عربى دربارهء پرستش بعل « 4 » ومنزلت آن اختلاف نظر دارند ، ابن عباس ،
هامش
( 1 ) . اوّل پادشاهان ، 17 : 1 ، 19 : 21 ؛ إنجيل لوقا ، 4 : 25 - 26 ؛ رسالهء يعقوب ، 5 : 17 . ( 2 ) . دربارهء سواري واهميت ديني آن در نگاه بني إسرائيل ( محمد بيومى مهران ، إسرائيل ، 4 / 123 - 124 ) . ( 3 ) . اوّل پادشاهان ، 18 : 1 ، 19 : 17 . تاريخ طبري ، 1 / 462 - 464 . ( 4 ) . بعل ، جمع آن بعليم يا بعاليم ، نامى به زبان سامى وبه معناى « سرور ، ربّ يا همسر » است ، برخى از محقّقان بعل را بتي معين مىدانند واين نظرگاه در نگاه كونتنو اشتباهى است كه مىبايد آن را در نظر نگرفت ، پس اين لفظ جز آنكه در نصوص « رأس الشمرا » بر بت بزرگ اطلاق مىشود ، در ديگر موارد به وجه عام بر