تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
همراه سليمان - نه براي سليمان - بلكه براي خداوند ، پروردگار جهانيان ، اسلام آورده است . چنانكه قرآن كريم نيز به آن أشارت دارد ومىفرمايد :
« فَلَمَّا جاءَتْ قِيلَ أَ هكَذا عَرْشُكِ قالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَكُنَّا مُسْلِمِينَ ، وَصَدَّها ما كانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنَّها كانَتْ مِنْ قَوْمٍ كافِرِينَ ، قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ ، قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
( نمل ، 42 - 44 ) بدينسان آن ملكه ديد كه به دور از هر گونه ترديدى با پيامبر بزرگوارى چون سليمان ( ع ) روبه‌روست ، وچنانكه در ابتداى كار گمان مىبرد با پادشاهى روبه‌رو نيست كه چشم طمع به دولت أو دوخته باشد ، آنگاه بخواهد بر أو چيره گردد وعزيزان قوم أو را خوار بگرداند ، چنانكه استعمارگران آزمند چنين مىكنند ، بنابراين ، بانوى سبأ دست به كارى زد كه در همهء روزگار مايهء مباهات زن عربى است ، رفتارى كه پيش از آن پادشاه عراق نتوانسته بود با إبراهيم خليل ( ع ) يا فرعون مصر در حق موسى كليم اللّه ( ع ) انجام دهد ، چنانكه در همين پژوهش پيش از اين به سرنوشت آنان تصريح شد ، همچنين پس از أو نيز ستمگران قريش وطاغوت‌هاى ثقيف وكساني ديگر از مردان عرب در حق سرور اولين وآخرين ، سيد ومولاي ما محمد رسول خدا ( ص ) چنان رفتار نكردند ، حق اين است كه بايد گفت اين توفيق ، بخشايشى از سوى خداوند متعال بود كه شامل حال آن بانوى گرامى شد وأو را به هدايت وراستى رهنمون گشت ، واز اين روى چنان كه ديديم كار را يكسره به انجام رساند و :
« قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
گفت : پروردگارا ! من به خويشتن ستم كردم وهمراه سليمان سر تسليم در برابر خداوندى كه پروردگار جهانيان است فرود آوردم . أو حتى در اسلام آوردن خويش خردمند وراه يافته بود ، چنانكه از ته دل راه يافت وخورشيد هدايت بر أفق دل أو درخشيدن گرفت واز اين روى پى برد كه تنها بايد تسليم محض خداى شد وچنين امرى براي هيچ يك از بندگانش هم روا نيست ، حتى اگر چنين كسى سليمان پيامبر ، آن پادشاه بزرگوار صاحب معجزات بسيار باشد بلكه اسلام تنها تسليم شدن در برابر خداوندى است كه پروردگار جهانيان است وپاى گذاردن در اين راه ، بنابر سنت برابرى ، براي مؤمنان ودعوتگران به راه أو يكسان است ، از اين روى مىفرمايد :
« وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
. قرآن كريم اين واپسين أشارت را بهر آن در ميان آورد تا از طبيعت ايمان به خداوندى وتسليم شدن براي أو پرده بردارد وآن عبارت از عزتي است كه شكست خورندگان اين آوردگاه را در كنار پيروز شدگان مىنشاند ، به راستى بايد گفت كه همگان ، خواه شكست خورده
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 135 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو