تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
با سپاهيان خود آهنگ ديار ما را خواهد كرد وبا آنان ما را به نابودى مىكشاند وآنگاه تنها ما را نابود وهلاك خواهد كرد ، از اين روى گفت : پادشاهان هر گاه وارد شهري شوند ، آنجا را به تباهى مىكشانند . ابن عباس گفته است : اگر به زور وارد شهري شوند ، آنجا را ويران مىسازند وعزيزترين كسان آنجا را خوارترين مىگردانند ، يعنى آهنگ كارگزاران وسپاهيان آن ديار مىكنند وآنان را با كشتن وبه اسارت گرفتن به كلّى خوار وذليل مىكنند . . . آنگاه بود كه از در آشتى وصلح ومسالمت ونيرنگ ورزى وبرخورد هدفدار درآمد . « 1 » بدينسان آن ملكه شروع به چاره انديشى وتدبير كرد وحق اين است كه در همينجا شخصيّت زن از فراسوى ملكه خود را مىنماياند ، زنى كه جنگ وويراني را خوش نمىدارد وپيش از آنكه سلاح نيرو وخشونت را نفى كند ، به سلاح چاره انديشى ونرمخويى روى مىآورد « 2 » واز اين روى مىكوشد كه آن پيامبر بزرگوار را در جايگاه آزمون قرار دهد تا مگر بتواند به رأيي برسد كه به كاروبار أو اطمينان يابد وبداند كه آيا أو از هاديان راهنماست يا از سركشان آزمند ! بنابراين ، از سوى خويش فرستادگانى با هداياى گران بها به نزد صاحب اين نامه مىفرستد ، كسى كه از أو وقومش چنين مىخواهد كه : « در برابر من گردنكشى نكنيد واز در تسليم نزد من آييد » . همچنين ملكه از سفيرانش مىخواهد كه از نيرو وقدرت سليمان آگاهى به دست آورند ، آنگاه از حقيقت كاروبار سليمان گزارشى كافى وفراگير به أو بدهند ومعلوم بدارند كه ميزان تدبير أو چقدر است وآيا مىتواند براي أو وقومش - اگر به فرمان أو گردن ننهند - تهديد كننده باشد ، تا بتواند با دليل وبه روشنى موضوع أو را پى گيرد وبتواند تصميم مقتضى ومناسبى را اتخاذ كند . قتادة مىگويد : در اسلام وشرك خويش به حكم خرد عمل كرد . أو به خوبى دانست كه هديه در واقع چه جايگاهى در ميان مردم دارد ، چرا كه دل‌ها را نرم مىكند واز دوستى نشان دارد ودر از بين بردن زمينه‌هاى وقوع جنگ نيز مؤثّر مىافتد وآن خود آزمونى است ، سپس اگر سليمان آن را بپذيرد ، در آن صورت امرى از أمور دنياست وآنگاه افزار دنيوي فايده مىبخشد واگر آن را نپذيرد ، امرى است كه در باور ريشه دارد وهيچ مال ومتاع دنيوي
هامش
- ندانست كه چه كسى وچگونه ، آن نامه را براي أو افكنده است واگر مىدانست كه هدهد آن را آورده - چنانكه تفاسير برآنند - حتما اين كار شگرف را با سران قوم خويش در ميان مىگذاشت ، بلكه أو با صيغهء مجهول « ألقى » سخن مىگويد وهمين امر ما را بر آن مىدارد كه ترجيح دهيم أو افكنندهء نامه را نمىشناخته است . ( 1 ) . تفسير ابن كثير ، 3 / 579 . ( 2 ) . في ظلال القرآن ، 5 / 2640 .