يشكر لنفسه ومن كفر فإنّ ربّى غنىّ كريم » ( نمل ، 38 - 40 ) « آنگاه سليمان روى به روى حاضران كرد وگفت كدامين از شما پيش از آنكه وى ( بلقيس ) تسليم امر من شود ، تخت أو را نزد من خواهيد آورد . در آن ميان عفريتى از جنيان گفت من چنان بر آوردن آن تخت قادرم كه پيش از آن كه تو از جايگاه خود برخيزى آن را به حضورت خواهم آورد . كسى از آنان كه علم كتاب الهى در سينه داشت گفت بيش از چشم بر هم زدني آن را به نزد تو خواهم آورد .
چون سليمان تخت را نزد خود مهيا ديد گفت اين از فضل خداى من است كه آيا نعمت أو را شكر گذارم يا كفران مىكنم وهر كه شكر نعمت حق كند به نفع خود ( عمل ) كرده است ، همانا خدا بي نياز ون اكريم است » . مفسران ومورّخان دربارهء قصر سليمان از آوردن تخت أو بيش از آنكه همراه قوم خود مسلمان شود وبه حضورش رسد ، اختلاف نظر دارند ، همچنين دربارهء آن كس كه در نزد خويش عملي از كتاب داشت يعنى همان كه گفت : همداستان نيستند . امّا دربارهء قصد سليمان از استحضار تخت بايد گفت كه بنا بر ديدگاهى أو مىخواست با اين كار نمودى از قدرت خارق العادهاى را كه خداوند در اختيارش گذاشته بود ، به أو بنماياند تا مگر در دل ملكه مؤثّر افتد وأو را به ايمان به خداوند وپذيرش دعوتش رهنمون شود . فخر رازي در اين باره مىگويد : اينكه واقعا سليمان ( ع ) از اين كار چه منظورى داشت ، مورد اتّفاق مفسران نيست ، امّا نظريات آنان را مىتوان در موارد زير برشمرد : نخست آنكه مىگويند أو مىخواست به اين طريق نظر ملكه را به قدرت الهى ونبوّت خويش جلب كند تا اين دلالت نيز بر ديگر دلايلى كه از پيش مقرّر شده بود ، افزوده شود . ديگر آنكه أو قصد داشت كه تخت را بياورد وآن را تغيير دهد وناشناخته كند ، آنگاه بر أو عرضه دارد تا مگر بداند كه آيا خواهد توانست آن را بشناسد يا خير ؟ ومنظور آزمودن خرد أو بود ، كه فرمودهء الهى « نكّروا لها عرشها ننظر أهتدى » دلالت بر همين دارد . ديدگاه سوّم كه نظر قتادة نيز هست ، آن است كه مىخواست تخت سلطنتى را پيش از مسلمان شدنش بگيرد ، زيرا مىدانست كه اگر مسلمان شود ، آنگاه گرفتن أموال أو برايش روا نخواهد بود . چهارم آنكه تخت پادشاه ، سرير فرمانروايى اوست ، سليمان ( ع ) مىخواست پيش از آنكه أو خود به نزدش آيد ، از گسترهء مملكتش آگاهى يابد .
أبو جعفر [ طبري ] گفته است درستترين سخن ، نظري است كه مىگويد سليمان ( ع ) مىخواست كه با اين كار آن را به عنوان دليلي بر صدق نبوت خويش به أو بنماياند وبا آن أو را از قدرت الهى وشأن وشوكت بزرگش آگاه كند ، اما بهترين تأويل دربارهء آن عبارت كه مىفرمايد :
« قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ »
همان است كه ابن عباس مىگويد كه معناى « مسلمين » ، طائعين / در حال