تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
حيث ساخت وساز همان باشد كه در طبقهء ( ط ) يافت شده است كه متروكاتى دارد كه براي پنج دورهء اصلى آبادانى آن جايگاه آورده شده بود . « 1 » چه بسا خالى از فايده نباشد كه در اين مقال از آياتي از قرآن كريم سخن بگوييم كه برخى از مفسران در تفسير آن بر خويشتن ونيز مردم ستم كرده‌اند ، از قبيل آن آية كه مىفرمايد :
« وَوَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ، إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ ، فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ ، رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالْأَعْناقِ
/ وبه داوود سليمان را عطا كرديم ، چه نيك بنده‌اى بود . أو رو به سوى خدا داشت . چنين بود كه شامگاهان اسبان تندپا به أو نمايانده شد . پس گفت : [ رويگردان ] از ياد پروردگارم [ اين اسبان را چون ] مالدوستى دوست داشتم . تا آنكه [ خورشيد ] در [ پس ] پرده نهان شد . آن اسبان را به نزد من باز آوريد ، پس شروع به دست كشيدن بر ساق‌ها [ ى پا ] وگردن‌ها [ ى آنها ] كرد » [ ص ، 30 - 33 ] . دربارهء قصّهء اين اسبان
« الصَّافِناتُ الْجِيادُ
/ اسبان تندپا وگرامى » دو روايت وارد شده است ، بنابر روايت نخست گلّه‌اى از اسبان شامگاهان به سليمان ( ع ) نمايانده وخوشايند أو واقع شدند وآن نمازش كه پيش از غروب مىگزارد ، قضا شد وگفت : ديگربار آنان را به من بنمايانيد وبه كيفر آنكه أو را از ياد پروردگارش منصرف كرده بودند ، گردن وساق پاهاى آنها را قطع كرد . اما بنابر روايت ديگر براي گرامى داشت آن اسبان ، از آن روى كه خيلى از اسبانى بودند كه در راه خدا به كار گرفته مىشدند ، به نوازش آنها پرداخت ، از ديدگاه سيّد قطب هيچ يك از اين دو روايت مستند به دليلي نبوده وقطعي نيستند . در تفسير ابن كثير وساير تفاسير آمده است شمار اسبانى كه سليمان ( ع ) را از ياد خداوند منصرف ساخت بيست هزار رأس بود كه همگى را گردن زدند . « 2 » چندين كس از سلف ونيز مفسران متعرّض اين امر شده‌اند كه نماياندن اسبان تندپاى چنان سليمان ( ع ) را مشغول داشت كه نماز عصرش قضا شد . اما نبايد از نظر دور داشت كه أو به طور قطع نمازش را به عمد ترك نكرد ، بلكه اين كار از روى فراموشى بوده است ، چنانكه پيامبر أكرم ( ص ) در جنگ احزاب ( روز خندق ) از نماز عصر به جنگ منصرف شد وآن را پس از
هامش
( 1 ) . ويليام آلبرايت ، آثار فلسطين ، قاهره ، 1971 م ، ص 128 ؛ نيز :W . Keller op - cit p . 198 - 199. ( 2 ) . في ظلال القرآن ، 5 / 3020 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 51 - 52 ؛ تفسير طبري ، 23 / 153 - 156 ؛ تفسير فخر رازي ، 26 / 203 - 206 ؛ تفسير نسفى ، 4 / 40 - 41 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 92 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو