آمده كه در گزارش قرآنى آن نيامده است . چيزهايى كه پارهاى از آنها با خلق و خوى يهوديان - يعنى نويسندگان تورات - همخواناند و پارهاى ديگر با حقايق تاريخى ناهمخوان .
چشمگيرترين آنها اينهايند :
1 . از پارهاى تأكيدهاى تورات در داستان يوسف بر مىآيد كه يهوديان ، به مصر چشم طمع داشتهاند ، مثلا از اين آيات : « يوسف به برادران گفت : برويد پدر و خانوادههاى خويش را برداشته نزد من آييد ، تا بهترين زمينهاى مصر را به شما دهم و شما از نعمتهاى انبوه آن بهرهمند گرديد ، . . . از همينجا ارابهها و كالسكهها برداريد تا زن و فرزندتان و پدر را با آنها به اينجا بياوريد و نگران خانه و زندگىتان در آنجا نباشيد كه همهء نيكويىهاى زمين مصر از آن شماست » . « 1 » نيز گرچه تورات فراموش نكرد كه سفر كنعانيان گرسنه به مصر ، براى گرفتن توشه و خوراك بوده است ، با اين همه تأكيد مىكند كه اين سفر از پى اجراى نقشه و توطئهاى بر زيان سرزمين ميزبان نيز بوده است . « 2 »
2 . به پندار تورات ، پس از گسترش خشكسالى در مصر « 3 » ، يوسف همهء مصر را با آنچه در آن است ، به بهاى نانى كه به مردم مىداد ، براى فرعون خريد ، ( و واژهء فرعون ، همانگونه كه پيشتر گفتيم ، هنوز در مصر به كار نمىرفت ) . پندارى كه هيچ گواه تاريخى ندارد . افزون بر اين ، خدا گواه است كه من نمىدانم چرا تورات - و به سخن درستتر نويسندگان تورات - از پيامبرى بزرگوار ، تازيانهء عذابى ساختهاند بر گردهء مصريان ، كه قحطزدگى و بيچارگى مردم را فرصت شمرده ، همهء دارايى آنان را از پول و چهارپايان و زمين و . . . و سرانجام خود آنان را به به بهاى پاره نانى خريده و بر همهء زمين مصر ، جز زمينهاى كاهنان ، چيرگى يافته تا حكومت هكسوسيان را استوارتر سازد .
گذشته از اين ، آيا فرمانرواى مصر در روزگار هكسوسيان - روزگارى كه به گمان ما ، روزگار درآمدن بنىاسرائيل به سرزمين كنانه است « 4 » - بر همهء مصر چيرگى داشته ، تا يوسف همهء زمينهاى آن را براى او بخرد ؟
همهء تاريخنگاران بر ايناند كه گسترهء نفوذ هكسوسيان از سوى جنوب ، هرگز از « قوصيه »
هامش
( 1 ) . سفر پيدايش ، 45 : 18 - 20 .
( 2 ) . همان ، 46 : 1 - 4 .
( 3 ) . همان ، 47 : 13 - 26 .
( 4 ) . در اين باره بنگريد به كتاب مؤلف اسرائيل ، 237 - 245 .