كار مىرفته است - و نه در معنى كاخنشينان يعنى خود شاهان - اما ديرى نمىگذرد كه از روزگار سلسلهء هيجدهم ، معنى آن دگرگون مىشود « 1 » و نام احترامآميزى مىگردد براى خود شاه . اما اين كه اين واژه چه زمانى به لقب « فرعون » دگرگون مىگردد ، « سر آلن گاردينه » - پژوهشگرى كه دربارهء زبان كهن مصريان ، نظراتش حجّت است - آغاز اين دگرگونى را به روزگار فرعون « تحوتمس سوم » ( 1490 - 1436 ق . م ) باز مىگرداند ، در آن روزگار است كه به آهستگى واژهء فرعون بر خود شاه اطلاق مىشود و سپس - بر پايهء خطابهاى بازمانده از آن روزگاران - به روزگار دينگستر ( مبلّغ دينى ) نامآور « اخناتون » ( 1367 - 1350 ق . م ) كمكم رو به گسترش مىگذارد و از روزگاران سلسلهء نوزدهم ( 1308 - 1184 ق . م ) به اين سو است ، كه گاه گاه واژهء « فرعون » كم و بيش به معنى « اعلى حضرت » به كار مىرود ، و كمكم عبارتهايى چون فرعون گفت ، فرعون آمد و . . . رواج مىيابد . « 2 »
از اينجاست كه - به گمان من - قرآن كريم براى آن كه ميان فرمانرواى بيگانهء مصر به روزگار يوسف و در دورهء « هكسوس » « 3 » [ - كه بيگانه بود و نه مصرى - ] با فرمانرواى اصيل مصر در روزگار موسى ، تفاوتى نهاده باشد ، از نخستين با لقب « ملك » و از دومين با لقب « فرعون » ياد كرده است ، زيرا واژهء فرعون ، از روزگار اخناتون به اين سو ، بر فرمانروايان مصر گفته مىشده است . و اين خود نشانى از اعجاز قرآن است . اما چون به تورات مىنگريم ، كاربرد واژهء « فرعون » را با حقايق تاريخى ناسازگار مىيابيم ، زيرا تورات آنجا كه بايد واژهء فرمانروا را به كار برد ، يعنى در گزارش روزگاران پيش از سلسلهء هيجدهم ، واژهء فرعون را به كار برده است ، و آنجا كه بايد واژهء فرعون را به كار برد ، يعنى در گزارش روزگاران سلسلهء هيجدهم و پس از آن ( 1575 - 1308 ق . م ) ، واژهء فرمانروا را به كار برده است .
در اينجا شايد اين يادآورى به جا باشد كه در گزارش توراتى داستان يوسف چيزهايى
هامش
( 1 ) .J . A . Wilson , The culture of Ancient Egypt , Chicago ,1963 ،p. 102 .
( 2 ) .A . H . Gardiner , Egypt of The pharaohs , Oxford ,1964 ،p. 52 ؛Egyptain Grammar , Oxford ,1966 ،p. 75 .
( 3 ) . حوالى سالهاى 1725 - 1575 ق . م ؛ در اين باره بنگريد به كتاب مؤلف حركات التحرير فى مصر القديمة ، 137 - 138 ، دارالمعارف ، 1975 ؛ نيز :D . B . Redford , The Hyksos Invasion in History and Tradition ,1975 ،p .23 ،J . A . Wilson , op - cit , p .159 ؛J . Bottero , The Near East , The Arly Civilization ,1967 ،p. 159 ؛A . H . Gardiner , Egypt of the Pharaohs , p .165 .