تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
سوى فلسطينيان طرد مىشود ، اما اندكى بعد همراه با ايشان در جنگ با دشمن شركت مىكند « 1 » ، و حتى شمشيرش را بر ضد هم‌وطنان يهوديشان ، در اختيار آنان مىگذارد ؛ همو كه يك روز سلاح « شاؤل » اسرائيلى را حمل مىكند ، و روزى ديگر ، پاسدار « اخيش » فلسطينى مىشود « 2 » ؛ يا روزى از فلسطينيان قدرت و نفوذ مىگيرد و روزى قدرت و نفوذ آنان را از ميان مىبرد ؛ يا با شاؤل سركش ، دشمنى مىكند و در همان حال شوهر دختر او و دوست پسرش « يوناتان » ( جاناتان ) و بسيارى از دختران اسرائيلى نيز مىباشد « 3 » ؛ يا در كاخ شاؤل ، خنياگرى مىكند و به خوبى گيتار مىنوازد و با صداى خوش ، ترانه‌هاى تر و ترد مىخواند ، و در همان حال ، جنگجويى دلير است كه سلاح شاه را در دست دارد و دشمنان او را مىكشد ؛ « 4 » يا از يك سو ، سنگدلى و سختگيرى مىكند - همان‌گونه كه مردم آن زمان و همان‌گونه كه قبيله‌اش بودند - و سنگدلى از ديد يهوديان ، چيزى پسنديده است كه آن را به خداى خود « يهوه » نيز بخشيده‌اند ، همان‌گونه كه صفاتى ديگر را ؛ و از سوى ديگر در همان حال آماده است كه همچون قيصر و مسيح ، دشمنان خويش را ببخشايد . اسيران را يك جا مىكشد ، گويا يكى از پادشاهان آشور است ، و در اين باره حتى در حق زنان ، بسيار زياده‌روى مىكند ، فرمان مىدهد تا شكست‌خوردگان بيچاره را بسوزانند ، پوست بكنند و ارّه كنند « 5 » ، و چون شاؤل از او براى كابين دخترش « ميكال » صد « غلفه » « 6 » مىخواهد « 7 » ، او دويست مرد فلسطينى را مىكشد و غلفه‌هاى آنان را براى كابين ميكال مىفرستد « 8 » ؛ و چون بر بستر مرگ افتاده بود ، پسر خويش سليمان را وصيت مىكند كه موهاى سفيد « شمعى » پسر « جبرا » را به خون رنگين سازد و پيرمرد سپيدموى را با سر و روى خونين به گور فرستد ، از اين‌رو كه سال‌ها پيش به او ( داوود ) بد گفته بوده است . « 9 » نيز با تكيه بر قدرت و سلطه‌اش زنان را به زور از شوهرانشان مىربايد ؛ براى نمونه چون
هامش
( 1 ) . همان ، 29 : 2 . ( 2 ) . همان ، 28 : 1 - 2 . ( 3 ) . اول سموئيل ، 18 : 1 - 7 . ( 4 ) . همان ، 16 : 21 - 23 . ( 5 ) . دوم سموئيل ، 12 : 21 - 31 . ( 6 ) . غلفه ، يعنى زائدهء پوستى كه هنگام ختنه بريده مىشود و در اينجا از روى مجاز به معنى شخص به كار رفته است ، يك غلفه يعنى يك نفر ، يك كس ( مترجم ) . ( 7 ) . فلسطينيان كه از نژاد سامى نبودند ، ختنه نمىكردند . از اين‌رو اسرائيليان پس از آنكه ختنه كردن را در مصر آموختند ، كشتگان فلسطينى را ختنه مىكردند . ( 8 ) . اول سموئيل ، 18 / 25 - 27 . ( 9 ) . اول پادشاهان ، 2 / 9 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 53 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو