حجاز برد و همانجا رهايشان كرد ، و اين كار را انجام داد تا هم فرمان خدا را گردن نهاده باشد و هم يكتاپرستى را - پس از آن كه در عراق و سوريه و فلسطين و مصر ، مردم را بدان فراخوانده بود - در سرزمينى تازه و فضايى نو بگستراند ، و هم زن و فرزند خويش را بدانچه خود از پيش پيوند داشته ، پيوند دهد ، زيرا نسب و نژاد نخستين ابراهيم ، به عربهاى باديه مىرسد - همانها كه نخست در صحراى حجاز مىزيستهاند - و درست دانسته نيست كه در چه روزگارى از آنجا به عراق و كنارههاى دجله و فرات كوچ كردهاند . « 1 » و سرانجام اين ، تنها قرآن است كه بر خلاف تورات ، ابراهيم را پدر پيامبران مىشمارد . چون خداوند از نسل او پيامبرانى نيككردار برآورد كه پرچم [ توحيد ] را برافراشته و مشعل [ هدايت ] را از يكديگر به ميراث بردند . « 2 » همانگونه كه او را « خليل الله » « 3 » مىخواند و سرمشق نيكوى همهء مؤمنان مىداند . « 4 » زيرا او به تنهايى « امّتى خداى خون و پاكدين بود ، و از مشركان نبود ، سپاسگزار نعمتهاى خداوند بود ، و خداى ، او را برگزيد و به راه راست و استوار ، رهنمون شد » . « 5 » و از اينجا بود كه خداوند پيامبر برگزيدهاش محمد ( ص ) را فرمان داد كه : « از آيين ابراهيم كه پاكدين بود و از مشركان نبود ، پيروى كن » . « 6 » نيز از اينجاست كه : « جز سبكسران سفيه ، كسى از آيين ابراهيم ، روى برنمىتابد » . « 7 »
نيز او نخستين كسى است كه مسلمانان را به اين نام و نشان ناميده است « 8 » ، و نخستين كسى است كه از خدا خواسته است تا از خود مردم كسانى را براى راهنمايى آنان به درستترين راه ، بفرستد « 9 » ، و او نخستين كسى است كه كعبه ، خانه خدا ، را برافراشته و مكه را بهترين و
هامش
( 1 ) . در اين باره بنگريد به : مهران ، اسرائيل ، 195 - 196 .
( 2 ) . سورهء انعام ، آيات 84 - 87 .
( 3 ) .« وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا »( سورهء نساء ، آيهء 125 ) .
( 4 ) .« قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ »( سورهء ممتحنه ، آيهء 4 ) .
( 5 ) .« إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »( سورهء نحل ، آيات 120 - 121 ) .
( 6 ) .« أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ »( سورهء نحل ، آيهء 123 ) .
( 7 ) .« وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ »( سورهء بقره ، آيهء 130 ) .
( 8 ) .« هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ »( سورهء حج ، آيهء 78 ) . متأسفانه ، مؤلف محترم ، مرجع ضمير ( هو ) را در آيهء مذكور ، ابراهيم گرفته است ! در صورتى كه مرجع آن ، خداوند است ، چون در ابتداى آيه مىگويد : « هو اجتباكم » ، و در ادامهء آن مىفرمايد :« هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هذا »؛ و ديگر اين كه ( فى هذا ) زمان پيامبر ( ص ) را گوياست ، پس امكان ندارد مرجع ضمير ( هو ) كسى جز « الله » باشد . ( ويراستار ) .
( 9 ) .« رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ . . »( سورهء بقره ، آيهء 129 ) .