اما قرآن كريم - درست بر خلاف تورات - داستان ابراهيم را اينگونه گزارش مىكند ، كه وطن اصلى خويش را در « حاران » « 1 » ترك مىكند ، و براى دعوت مردم به يكتاپرستى به جاهاى ديگر مىرود ، از اينرو كه مردم وطن او دعوتش را به ديدهء قبول ننگريستند . همچنين آيات سورهء مريم گزارش مىدهند كه ابراهيم چگونه دعوت آسمانى خويش را با پدر خويش آغاز كرد و نخست او را به يكتاپرستى و راستى فراخواند ، و پدر چگونه دعوت او را نه تنها نپذيرفت ، كه او را به شكنجه و سختگيرى و سنگسار تهديد كرد ؛ و چگونه ابراهيم از روى ادب و احترام ، تهديد پدر را با دعا و آمرزشخواهى از خدا ، پاسخ گفت و پذيرش دعوتش را چشم مىداشت . از قرآن بشنويم :
« در [ اين ] كتاب ، ابراهيم را ، كه به راستى پيامبرى راستين و راستكردار بود ، ياد كن ، آنگاه كه به پدر خويش گفت : پدر جان ، چرا چيزى را مىپرستى كه نمىشنود و نمىبيند و سودى براى تو ندارد . پدر جان ، آگاهىهايى به من رسيده كه به تو نرسيده است ، پس سخن مرا بپذير تا تو را به راهى راست و درست راهنمايى كنم . پدر جان ، شيطانپرستى مكن كه شيطان ، خود در برابر خدا سركشى و نافرمانى كرد . پدر جان ، بيم دارم [ و دوست ندارم ] به عذاب خداى رحمان دچار شوى و همنشين شيطان گردى ، [ پدرش ] گفت : ابراهيم : آيا تو از خدايان من روى گردانى ؟ اگر [ از اين مخالفت ] دست نكشى ، بىگمان تو را سنگسار خواهم كرد ، [ اينك ] مدتى از من دور شو . [ ابراهيم ] گفت : بدرود . از خدايم براى تو آمرزش خواهم خواست ، كه او به من مهربان است ، از شما و از آنچه به جاى خدا مىپرستيد ، كناره مىگيرم ، و خداى خويش را مىخوانم ، باشد كه در دعاى پروردگارم سخت دل نباشم . « 2 »
اين آيات آشكارا نشان مىدهند كه اختلاف ميان ابراهيم و پدر بسيار ريشهدار بوده است ،
هامش
( 1 ) . دربارهء سفر ابراهيم و وطن او بنگريد به كتاب مؤلف اسرائيل ، 69 - 68 ، 165 - 196 .
( 2 ) .« وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا * إِذْ قالَ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً * يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا * يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا * يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا * قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا * قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا * وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا »( سورهء مريم ، آيات 41 - 48 ) .