تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
نيز همان‌گونه كه تايلر مىگويد : آنچه محمد و يارانش از هر سو با آن برخورد مىكردند ، چيزى نبود جز خرافه‌باورى نفرت‌زا ، بت‌پرستى پست و شرم‌انگيز ، و مسيحيت تحريف شده و فريب‌آميز ؛ به گونه‌اى كه عرب‌هاى روشنفكر ، احساس كردند مأمورانى از جانب خدايند كه وظيفه دارند با فسادى كه جهان را به رنج انداخته است ، مبارزه كنند . « موشايم » نيز چون مىخواهد توصيفى از آن روزگار به دست دهد ، در تصويرى سنجشى و دو سويه ، ناسازى و هم‌ستيزى مسيحيت پيشين و پسين را آشكار مىسازد ، و نشان مىدهد كه در سدهء هفتم ميلادى مسيحيت راستين‌چان در زير خروارها خرافه و گزافه و پندار ، پوشيده شده بود كه به هيچ رو نمىتوانست ، سربلند كند . « 1 » و چنان كه دكتر « دراز » گفته است : گويا همهء اينها را نوشته‌اند تا تفسير و گزارش باشند بر اين سخن قرآن « 2 » : « از آنان كه گفتند ما ترساييم ، پيمان گرفتيم ؛ پس پاره‌اى از آنچه را بدانان يادآورى شده بود ، از ياد بردند . پس تا روز رستخيز ميانشان دشمنى و كينه‌توزى افكنديم . و خداوند به آنان نشان خواهد داد كه چه مىكردند » . « 3 » گويا پيش چشم داشتن همين‌ها بود كه سرانجام « هوارت » را واداشت تا اعتراف كند كه : هر چند اين پندار كه « روايى و رواج دين مسيح در سوريه ، محمد جوان را شيفته ساخت و سخت بر او اثر نهاد » ، بسيار وسوسه‌انگيز و دلپذير مىنمايد ، اما از اين رو كه هيچ پشتوانهء تاريخى پذيرفتنى محكم و درستى بر آن در دست نيست ، نبايد در دورى و نادرستى آن گمانى روا داشت . « 4 » 2 . پيامبر ( ص ) امّى بود و خواندن و نوشتن نمىدانست « 5 » ، در ميان اهل كتاب نيز رشد و پرورش نيافته بود تا دانش‌هاى آنان را ، با تلقين ، بياموزد ؛ اندك كسانى از اهل كتاب نيز كه در مكه زندگى مىكردند و شمارشان بيش از انگشت‌هاى يك دست نبود ، خود از نادان‌ترين و بيچاره‌ترين شهروندان اين شهر مقدس شمرده مىشدند ، و پيشهء آنها كارهاى دون‌پايه‌اى بود چون خدمت‌گرى به برخى از عربها ، و يا فروش كالاهاى بىارزش چون شراب و . . .
هامش
( 1 ) . محمد عبد الله دراز ، پيشين ، 135 - 138 . ( 2 ) . همان ، 138 . ( 3 ) .« وَ مِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ سَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ »( سورهء مائده ، آيهء 4 ) . نيز بنگريد به : تفسير طبرى ، 10 / 135 - 140 ؛ زمخشرى ، كشّاف ، 1 / 616 - 617 ؛ آلوسى ، روح المعانى ، 6 / 95 - 97 ؛ طبرسى ، مجمع البيان ، 6 / 54 - 55 ؛ سيد قطب ، فى ظلال القرآن ، 6 / 104 - 107 ؛ تفسير طنطاوى ، 3 / 151 . ( 4 ) . محمد عبد الله دراز ، همان ، 138 ؛ نيز :Huart , Une nou velle source du Koran ,1904 ،p. 129 . ( 5 ) . سورهء عنكبوت ، آيهء 48 .