پيشههايى كه بيشتر شهروندان دونپايهاى كه در جاهاى پرت شهر زندگى مىكنند ، به آنها تن مىدهند . « 1 » ديگر اينكه اين گمنامان ، تنها از دينشان بىخبر نبودند ، بلكه ناهمزبانيشان با پيامبر نيز پردهء ديگرى بود كه او را از آنها دورى داشت « 2 » ، و اين نكتهاى است كه برهان قرآن نيز بر پايهء آن متمركز شده و سخن كسانى را كه گفتهاند « بشرى قرآن را به پيامبر مىآموزد » ، باطل و بىپايه شمرده است . « 3 »
در همين روزگار ، قوم محمد ( ص ) نيز همه امّى و ناخوانا بودند و هيچگونه دانشى در ميان آنان رواج نداشت ، جز دانشهاى فطرى و توانايىهاى بيانى و بلاغى . در ميان آنان نه مدرسهاى بود كه در آن درس بخوانند و نه دانشمندانى كه از او دانشى بياموزند و از اينرو كه مشرك بودند ، از اهل كتاب نيز [ كه در ميان آنان اهل دانش يافت مىشد ] بر كنار بودند . دو كوچ تابستانى و زمستانى آنها به شام و يمن نيز يكسره تجارى و اقتصادى بود و تنها چيزى كه در آنها دنبال نمىشد و اشتياقى به آن نداشتند ، دانشاندوزى و علمآموزى بود . « 4 » چه راست گفت خداوند كه : « اوست كه در ميان درس ناخواندگان ، پيامبرى از خود آنان برانگيخت ، تا آيات خدا را بر آنان فروخواند ، پاكشان سازد و كتاب و حكمتشان بياموزد ، و به راستى كه آنان از پيش در گمراهى آشكارى بودند » . « 5 »
3 . هيچ نشان آشكارى نداريم بر اين كه [ در آن روزگاران ] در مكه و حومهء آن ، نوعى مركز فرهنگى - دينى بوده كه كارش گسترش و آموزش انديشههاى كتاب مقدس بوده باشد تا قرآن ، به نحوى ، از آن سخن گفته باشد . « 6 »
4 . اگر انديشه و آموزههاى يهودى و مسيحى ، به راستى در فضا و فرهنگ جاهلى نفوذ و رسوبى كرده بود ، ناگزير بايد از راه ترجمهء عربى كتاب مقدس باشد ؛ چيزى كه به هيچرو ثابت و پذيرفتنى نيست ، بلكه آيهء شريفهء : « بگو : اگر راست مىگوييد تورات را بياوريد و بخوانيد » . « 7 »
هامش
( 1 ) . مؤتمر سورهء يوسف ، 2 / 1310 ؛ مدخل الى القرآن الكريم ، 134 . نيز :Huart , op - cit , p .131 ؛Masse , L'Islam , Paris ,1937 ،p. 21 .
( 2 ) . محمد عبد الله دراز ، همان 135 ؛ نيز :Lammens p . , L'Islam , Croyance et Institution ,1926 ،p. 28 .
( 3 ) . سورهء نحل ، آيهء 103 .
( 4 ) . محمد ابو زهره ، القرآن ، 363 .
( 5 ) .« هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ »( سورهء جمعه ، آيهء 2 ) .
( 6 ) . مالك بن نبى ، همان ، 310 . اگرچه چنين مراكزى - چنانكه در بخش سوم همين كتاب آمده - در جاهايى ديگر چون مدينه بوده است . ( مترجم ) .
( 7 ) .« قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ فَاتْلُوها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »( سورهء آل عمران ، آيهء 93 ) .