تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
داستان‌هاى قرآنى - مانند داستان عاد و ثمود - كه نام و نشانى از آنها در تورات نيامده ، شبهه انگيختند . اما ، ديرى نگذشت كه دريافتند نام آنها در جغرافياى بطلميوس آمده است ، و متون تاريخى فراوانى وجود دارد كه دربارهء قوم ثمود سخن مىراند ، - اين گزارش‌ها را در جاى خود خواهيم آورد - و ديگر اين كه ديدند ، نويسندگان يونان و روم ، نام عاد را همان‌گونه كه در قرآن آمده ، همراه با « ارم » ياد كرده‌اند . « 1 » راست گفت خداوند كه : « ما كتابى به حق بر تو فرو فرستاديم كه هم گواهى بر كتاب‌هاى پيشين و هم چيرهء بر آنها » « 2 » ، و : « اين كتابى كه فرو فرستاديم ، هم خجسته و مبارك است و هم گواه كتاب‌هاى پيشين » « 3 » ، و : « آنچه از كتاب بر تو فرو فرستاديم ، همانا كه حق استوار است و گواه كتاب‌هاى پيشين » « 4 » . نيز آشكار مىشود نادرستى سخن كسانى كه گفته‌اند : « اشارات قرآن به بسيارى از داستان‌ها ، بىگمان نشانهء اين است كه اين داستان‌ها از داستان‌هاى جاافتاده در فرهنگ عربى بوده‌اند كه در همهء سرزمين‌هاى عربى ، زبان به زبان مىگشته‌اند » . « 5 » زيرا عرب‌ها از بسيارى از داستان‌هاى قرآن ، هيچ نمىدانستند و چيزى از آنها به گوش ايشان نخورده بود ؛ مثلا خداوند در پايان داستان نوح مىفرمايد : « اينها گزارش‌هاى غيبى است كه به تو وا مىگوييم ، پيش از اين ، تو و قومت اين گزارش‌ها را نمىدانستيد » « 6 » ؛ اگر اين داستان از جمله داستان‌هاى ملى و رايج در قصه‌هاشان ، و نزد مردم عرب شناخته شده بود ، آيا عرب‌ها - كه كينه‌توزترين دشمنان پيامبر را در ميان خود داشتند - در برابر اين آيه خاموش مىماندند كه : « تو و قومت پيش از اين ، اين داستان‌ها را نشنيده بوديد » ، و اين نكته را دست‌ابزارى براى مخالفت و كينه‌توزى و دروغ‌شمارى قرآن نمىكردند ؟ ! همانا كه همواره ، هشيار و بيدار ، در اين جستجو بودند كه راه نفوذى - هر چند كوچك - بيابند و آن را در دشمنى با پيامبر و ضربه زدن به او ،
هامش
( 1 ) . عباس عقاد ، مطلع النور ( يا طوالع البعثة المحمدية ) ، 61 . ( 2 ) .« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ »سورهء مائده ، آيهء 48 ، براى توضيح بنگريد به : تفسير ابى مسعود ، 3 / 33 ؛ زمخشرى ، الكشاف ، 1 / 639 - 640 ؛ آلوسى ، روح المعانى ، 6 / 151 - 155 ؛ طبرسى ، مجمع البيان ، 6 / 110 - 113 ؛ سيد قطب ، فى ظلال القرآن ، 6 / 178 - 182 ، بيروت 1961 م ؛ تفسير طبرى ، 10 / 377 - 391 ، قاهره ، 1957 م . ( 3 ) .« هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ »( سورهء انعام ، آيهء 92 ) . ( 4 ) .« هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ »( سورهء فاطر ، آيهء 31 ) . ( 5 ) . الادب العربى الحديث ، 302 ( كتاب درسى دورهء متوسطهء ادبى سوريه ) ؛ محمد سعيد رمضان ، من روائع القرآن ، 237 . ( 6 ) .« تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا ». ( سورهء هود ، آيهء 49 ) .