سوى غربى [ ميقات ] نبودى و گواه [ گفتگوهايى كه شد ] نبودى ، ولى [ در اين ميان ] ما تيره و تبارهايى پديد آورديم ، كه روزگار آنان به درازا كشيد ، و تو در ميان مدينيان نبودى تا آيات ما را بر ايشان بخوانى ، ولى ما [ پيامبرانى ] مىفرستاديم ، و تو در كنار طور نبودى آنگاه كه ندا در داديم ، ولى [ اين ] رحمتى از سوى خداى تو است كه هشدار دهندهء گروهى باشى كه پيش از تو ، هشدار دهندهاى نداشتهاند ، باشد كه پند پذيرند » « 1 » و « يكايك از اخبار پيامبران بر تو چيزهايى گزارش مىكنيم ، تا بدان دلت را استوار داريم ، و در اينها براى تو آمده است حقّى و پندى و ياد كردى براى مؤمنان » « 2 » ؛ و « ما داستان آنان را به راستى بر تو گزارش مىكنيم » « 3 » ؛ و « به راستى كه در داستان آنان پند و عبرت است براى خردمندان ، [ قرآن ] سخنى باطل و بربافته نيست ، بلكه گواه [ كتابهاى ] پيشينيان است و روشنگر هر چيز است و رهنمود و رحمت است براى مردمى كه ايمان آورند » . « 4 »
و چه راست و استوار است سخن پيامبر ( ص ) در ستايش و شناسايى قرآن : « قرآن كتاب خداى بزرگ است ، كه سرنوشت پيشينيان را براى شما باز مىگويد و سرانجام پسينيان را پيش چشم شما مىگذارد و چگونگى سازوكار خودتان را براى شما آشكار مىسازد ؛ درستى از نادرستى بدان جدا مىشود ؛ سراپا استوارى است ؛ هزل و بيهودگى را به آن راهى نيست ؛ هر كس با سركشى بدان پشت كند ، خدا مىكوبدش ، و هر كه هدايت را نه از آن ، كه از ديگران بجويد ، خدا گمراهش مىكند ؛ دستاويزى است استوار ، و نورى است روشنگر ، راهى است راست ، به سبب آن ، خواهشها به كژى نمىروند ، و زبانها حق و باطل را به هم نمىآميزند ، و انديشهها پراكنده نمىگردند ؛ نه دانشمندان از آن سيرابى مىيابند و نه پارسايان ، ملولى و دلزدگى . هر چند با آن سروكار داشته باشيم ، نه كهنگى مىگيرد و نه زيبايىها و شگفتىهايش
هامش
( سورهء آل عمران ، آيهء 44 ) .
( 1 ) .وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ ، وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ، وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ »( سورهء قصص ، آيهء 44 - 46 ) .
( 2 ) .« وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ وَ جاءَكَ فِي هذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ »( سورهء هود ، آيهء 120 ) .
( 3 ) .« نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ »( سورهء كهف ، آيهء 13 ) .
( 4 ) .« لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ »( سورهء يوسف ، آيهء 111 ) .