گرفتن به غم غربت و غريبى ، آن هم در سرزمينى تفته و سوزان ، دور از آب و غذا . و از همهء اينها سنگينتر و طاقتسوزتر ، به قربانگاه رفتن ، و گلو به تيغ پدر سپردن و قربانى شدن . [ و قربانى شدن انسان خود مسئلهء شگفتى است در دو راهى حق و باطل كه روى و سويى به حق و راستى دارد و روى و سويى به باطل و ناراستى ، از يك سوى سنّتى سياه و شيوهاى شيطانى است كه در بسيارى از جوامع پيشين شرق رواج داشته است - سنّت قربان كردن انسان - و از سويى ديگر شيوهاى شايسته و آرمانى انسانى است ، شيوهء انسانى كه از فدا شدن در راه ايمان و آرمان خود گريزى ندارد . ] و سرانجام رقم خوردن اين سرنوشت براى اسماعيل - كودكى كه در صحرايى سوخته و تفته در كنار خانه خداى خويش جاى گرفته بود تا سرسلسلهء امتى بزرگ باشد ، امتى با شاخهها و تيرههاى گوناگون ، امتى كه تاريخ انسان در طول روزگاران به دستان او دگرگون گردد . « 1 »
و بدينگونه كتاب كريم خدا ، با قصهها و داستانهاى خود ، آگاهىهاى گرانبهايى از روزگاران پيش از اسلام و ملتها و دولتهاى آن روزگاران به ما مىدهد ، آگاهىهايى كه كشفيات جديد باستانشناسى ، آنها را يكسره تأييد مىكند . مثلا با داستان موسى آگاهىهاى بسيارى دربارهء حكومتهاى خدايگانها و فرعونهاى مصر ، و اوضاع و احوال سياسى ، اقتصادى و اجتماعى آنها پيشكش ما مىكند « 2 » ، و با داستان ابراهيم ، دانستنىهاى بسيارى دربارهء عراق قديم به ما مىدهد . « 3 »
گفتنى است كه از برجستهترين داستانهاى پيامبران در قرآن كريم ، يكى داستان موسى است و ديگرى داستان ابراهيم ، كه هر دو به صورتى گسترده گزارش شدهاند ، شايد از اينرو كه داستان اين دو پيامبر ، داستان پيامبرى در ميان برجستهترين و ريشهدارترين ملل تمدن انسانى را گزارش مىكند كه يكى در بينالنهرين است و ديگرى در كرانهء نيل . آرى ، از اينجاست كه اين دو داستان از همهء داستانهاى قرآن ، گستردهتر گزارده شده است . نيز از اينرو كه گمراهىها و كجروىهايى كه آن مردمان در شيوهء عبادت و بندگى داشتند . بيشتر شيوههاى
هامش
( 1 ) . عباس عقاد ، الاسلام دعوة العالمية ، 218 ، 219 .
( 2 ) . دربارهء قصهء موسى بنگريد به : بقره ، آيهء 47 - 48 ؛ اعراف ، آيهء 103 ، 155 ؛ يونس ، آيهء 75 ، 93 ؛ طه ، آيهء 9 ، 99 ؛ شعراء ، آيهء 10 ، 68 ؛ قصص ، آيهء 44 ؛ غافر ، آيهء 23 ، 54 .
( 3 ) . دربارهء ابراهيم بنگريد به : بقره ، آيهء 258 ؛ انعام ، آيهء 74 ، 83 ؛ مريم ، آيهء 41 ، 50 ؛ انبياء ، آيهء 51 ، 73 ؛ شعراء ، آيهء 69 ، 89 ؛ صافات ، آيهء 83 ، 113 .