به سخن سادهتر ، مصحفى كه در روزگار ابوبكر نوشته شد ، درست همان است كه در روزگار پيامبر ( ص ) نوشته شده بود ، و درست همان مصحف بود كه در روزگار عثمان بازنويسى شد . « 1 » از اينرو هرگونه قرائت قرآن ، بايد با آن هماهنگ و همخوان باشد . نيز ترديد در آن ، كفر است و چيزى بر آن افزون نارواست ، و اين است قرآنى كه تا قيامت جاودان خواهد ماند . « 2 »
4 . قرآن به عنوان منبعى تاريخى
قرآن كريم به عنوان يك مأخذ تاريخى ، بىگمان ، راستترين و درستترين مأخذ است . زيرا همانگونه كه گفتيم ، سندى استوار و مورد اعتماد دارد ، و پيش و بيش از اين ، كتاب خداست كه « باطل را از هيچ سمت و سويى ، نه از پيش و نه از پس ، بدان راهى نيست » . « 3 » از اينجاست كه از هيچ سويى ، هيچ راهى براى ترديد دربارهء درستى متن قرآن باز نمانده ، زيرا بىبحث و جدل ، از يك استوارى و اعتبار تاريخى برخوردار است . « 4 » كتابى كه از همان آغاز به املا و نظارت پيامبر ( ص ) نوشته شد ، و بعدا به همان صورت تلاوت گرديد ، و پيش از وفات آن حضرت به امضا و تصديق نهايى آن بزرگوار رسيد . « 5 » از سوى ديگر ، داستانهاى قرآنى ، همه گزارشها و رويدادهايى تاريخىاند كه به هيچ رو با خيالبافى و عناصر غير واقعى آميخته نشدهاند . « 6 » و همانگونه كه خداوند خود فرمود : « آن را به حق و راستى فرو فرستاديم و به حق و راستى
هامش
حفظ مىكند مىگويند « جمع القرآن » ( المصاحف ، 10 ؛ الاتقان ، 1 / 59 ؛ تاريخ القرآن ، 104 ) . در مورد « جمع عمر » نيز واژهء جمع به معنى حفظ است ( المصاحف ، 10 - 11 ) ، مگر اينكه مقصود از « جمع عمر » اين باشد كه او نخستين كسى است كه به گردآورى قرآن اشاره كرده است . ( الاتقان ، 1 / 58 ) . [ گزارش ياد شده و توجيه ابن ابى داوود با روايات شيعى هماهنگى ندارد . مترجم ] .
( 1 ) . براى سنجش تدوين قرآن با تورات بنگريد به : كتاب مؤلف ، اسرائيل ، 24 - 25 ، و براى سنجش با انجيل بنگريد به : المدخل الى الكتاب المقدس ، احمد شلبى ، « المسيحية » 153 - 160 .
( 2 ) . محمد ابوزهرة ، القرآن ، 43 ؛ تفسير قرطبى ، 1 / 80 - 86 ؛ فتاوى ابن تيميه ، 13 / 420 - 421 ؛ محمد حسنين هيكل ، حياة محمد ، 51 - 55 ؛ نيز :W . Muir , op - cit , p . XIV - XIXX .( 3 ) . سورهء فصلّت ، آيهء 42 .
( 4 ) . طه حسين ، فى الادب الجاهلى ، 68 ، قاهره 1932 م .
( 5 ) . محمد عبد الله دراز ، همان ، 49 .
( 6 ) . عبد الكريم خطيب ، القصص القرآنى ، 52 ، قاهره 1964 .