تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
خزاعى » مىدانست . و اين محمد كسى بود كه ابرهه او را به نمايندگى خود به اميرى قبيلهء « مضر » گماشته بود - چنان كه پيشتر نيز كسى را به نمايندگى خود به اميرى قبيلهء « معد » برگزيده بود . اين گزارش مىتواند از ديگر گزارش‌ها درست‌تر باشد ، زيرا كشته شدن محمد بن خزاعى با آنچه ابرهه در پى آن بود ، يعنى گسترش نفوذ خود بر قبيلهء « مضر » در ستيزى آشكار بود و راه را بر خواسته‌هاى او مىبست . از اين‌رو ، مىتوان گفت انگيزهء حملهء ابرهه ، نه ويرانى كعبه ، كه گسترش نفوذ حبشيان بر حجاز بوده است و آنان پس از دست‌يابى بر يمن و قبيلهء معد در پى اين بوده‌اند كه بر حجاز نيز دست يابند . افزون بر آنچه دربارهء تك‌تك اين چهار گزارش گفته شد ، نقد و نظرها و پرسش و پيچيدگىهايى نيز هست كه به طور كلى به همهء آنها بازمىگردد ، مانند : 1 . ناسازگارى اين گزارش‌ها دربارهء انگيزه‌اى كه ابرهه را به حمله واداشت ؛ 2 . داستان ابى رغال كه همانند آن در داستان ثمود ، قوم صالح نيز ديده مىشود ؛ 3 . داستان وردى كه « نفيل بن حبيب خثعمى » در گوش فيل خواند ؛ 4 . داستان برخورد و گفت‌وگوى « مسعود بن معتب » سالار ثقفيان با فرماندهء مهاجمان ، كه از آن برمىآيد كه ابرهه راه مكه را نمىشناخته است . آيا پذيرفتنى است كه فرماندهى بىآنكه جايى را بشناسد ، سپاهى كلان را بدان سو راهى كند ؟ گذشته از اين ، مگر مكه و كعبه كه ابرهه براى بازگرداندن مردم از آن ، « قليس » را ساخت ، تا اين اندازه مىتوانسته ناشناخته باشد ؟ و مگر قبيله‌هاى عربى كه با ابرهه همراه شده بودند ، راه مكه را نمىدانستند ؟ به ويژه « نفيل بن حبيب » كه نخست با ابرهه از در پيكار درآمد و سپس در برابر آزادى خويش راه‌نمايى آنان را پذيرفت .

4 . انگيزه‌هاى اقتصادى و سياسى حملهء ابرهه

بىگمان حملهء ابرهه حبشى به مكه پيش از هر چيز در گام نخست از روى انگيزه‌هاى سياسى و اقتصادى بوده است ، و اگر انگيزهء دينى نيز در گام‌هاى پسين در كار بوده ، آن نيز در راستا و روند همان انگيزه‌هاى سياسى و اقتصادى بوده است . زيرا يمن پس از آنكه به دست حبشيان افتاد ، نقش پيشوايانه و تعيين كننده‌اى را كه در بازرگانى جهانى داشت ، از دست داد . اين نقش پيشوايانهء يمن از اين‌رو بود كه هم تنگهء باب المندب در دست آنان بود و هم ناوگان بازرگانانى كلانى داشتند كه انبوه كالاهاى تجارتى را از هند ، چين و سوماترا به بندرهاى يمن مانند بندر عدن و بندر قنا مىآورد ، چنان كه كم و بيش كالاهاى تجارتى جهان در يمن حالتى