تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
چنان گسترده دست يازد . با اينكه او به آسانى مىتوانست از شيوه‌هاى ديگرى براى گوش‌مالى آن كس يا كسانى كه قليس را آلوده بودند ، بهره گيرد . و اما گزارش سيوطى و همرايان او - گزارشى است كه اگر از برون منطقى نيز بنمايد از درون آميخته به گزافه‌ها و خيال‌پردازىهاست ، زيرا « اكسوم » پسر صباح و نوهء ابرهه ، مردى مسيحى بوده است و مسيحيان براى گزاردن حج به مكه نمىرفته‌اند . از سوى ديگر ، منطقى و انديشه پسند نمىنمايد - اگرچه با تاريخ نيز نمىسازد - كه ابرهه در كار بازگرداندن آيين حج از كعبه به قليس باشد ، آن‌گاه نوهء او نخستين كسى باشد كه برنامهء پدر بزرگ را زير پا گذارد و براى حج ، كه در آن روز آيينى بت‌پرستانه بوده است ، به مكه رود و با اين همه ابرهه براى ربوده شدن كلاه‌خود او در چنين سفرى - همراه با چيزهاى ديگر از كليساى نجران - چنان به خشم آيد كه به آن حملهء بزرگ دست زند . افزون بر اينها ، در اين گزارش ، سيوطى بر خلاف همه ، كه فرماندهء سپاهيان يورشگر را « شهر بن معقود » مىدانند ، خود ابرهه دانسته است . و نيز فرمانده را « پادشاه » گفته است ، در حالى كه پادشاه لقب ابرهه بوده ، و نه لقب فرماندهء سپاه يعنى « شهر بن معقود » . « 1 » و امّا روايت قرطبى گوياى چيزهاى تازه‌اى است كه در ديگر گزارش‌ها نيامده است ، مانند اين كه انگيزهء حملهء ابرهه ، سوختن كليسايى بوده است ، آن هم در حبشه و نه آلودن « قليس » در يمن . همچنين آن كسى كه به اين حمله فرمان داده نجاشى است و نه ابرهه ، و نقش ابرهه تنها انجام دادن فرمانى است كه پادشاه به دو داده است . با اينكه از ديدگاه تاريخى چنين زبانزد است كه ابرهه به عنوان فرمانروايى مستقل به اين حمله دست زد . گذشته از اين ، انگيزه‌اى كه براى حملهء نجاشى به مكه در اين روايت آمده ، انگيزه‌اى است كه براى چنان انگيخته‌اى بسنده و پذيرفتنى نمىنمايد ، زيرا انگيزه و انگيخته بايد با يكديگر بخوانند ، و پيداست كه سوختن كليسايى ، آن هم نه از روى عمد ، نمىتواند براى انگيخته‌اى چون لشكركشى گسترده از حبشه به مكه ، انگيزه‌اى معقول و پذيرفتنى باشد . افزون بر اين ، گيريم كه گزارش قرطبى درست باشد ، مگر نجاشى نمىتوانست كسانى را كه آتششان كليسا را سوزاند ، همان جا در حبشه كيفر كند ؟ يا از اين بالاتر ، آمدن بازرگانان قريش به حبشه را جلو گيرد ؟ من كه نمىتوانم كيفر چنين كارى را ويرانى كعبه بپندارم ، زيرا روال كار سياست‌مداران نيز نه چنين بوده و نه چنين هست . امّا گزارش چهارم كه انگيزهء حملهء ابرهه را كشته شدن « محمد بن
هامش
( 1 ) . جواد على ، 3 / 511 .