نكرده و بدان فرمان نداده است ، و هم از اينرو كه همانند يك مؤمن ، از اين كه دچار سادهترين و كمترين لغزشى در اجراى اين كار مهم گردد ، پرهيز داشت . سرانجام خداوند دل و جان زيد را نيز بر اين كار خرسند ساخت و بر پايهء آنچه در حافظهء حافظان بود ، و نيز از روى مصاحفى كه در حضور پيامبر نوشته شده بود ، كار را به خوبى به انجام رساند و مصحفى فراهم ساخت . « 1 »
اين مصحف ، نخست نزد ابوبكر ، سپس نزد عمر ( 13 - 23 ه . / 634 - 642 م ) و سپس نزد امّ المؤمنين حفصه - دختر عمو - نگهدارى شد . « 2 »
شايد مقصود عمر از اين كار تنها اين نبوده كه قرآنى مدوّن فراهم آيد ، تا هم از خطرها ايمن باشد و هم رجوع بدان آسان ؛ شايد مقصود او اين نيز بوده است كه شكل نهايى قرآن را تثبيت كند و هماهنگى آن را با آنچه حافظان زندهء قرآن و ديگر اصحاب كه بخشى كوچك يا بزرگ از قرآن را در حافظه داشتهاند ، پشتوانهء درستى و استوارى كتاب سازد . « 3 »
در اينجا اين يادآورى بجاست كه ابوبكر از اينرو توانست اين كار سترگ را با موفقيت به انجام رساند ، كه از يك سو ، مردم به دو اعتماد داشتند « 4 » ، و از ديگر سو ، كسى را كه براى انجام دادن اين كار برگزيد - يعنى صحابى ارجمند زيد بن ثابت - همهء زمينههاى موفقيت و پيروزى را در خود داشت ، از جمله : 1 ) جوان بود و از اينرو ، هم براى انجام دادن اين كار توان بيشترى داشت ، و هم به انديشهها و سليقهها و دانش خويش تعصب كمترى ، و همينها او را وامىداشت تا با دقت و حوصله ، مايههاى كار را بيشتر از زبان بزرگان صحابه و حافظان و قاريان بگيرد » نه اين كه تنها به آنچه خود در حافظه داشت ، بسنده كند ؛ 2 ) او خود نيز از حافظان قرآن بود و همهء آن را در زمان حيات پيامبر ( ص ) به خاطر سپرده بود ؛ 3 ) افزون بر اين ، او از كاتبان وحى نيز بود ، و از اينها بالاتر ، نه تنها در پرهيز و پارسايى و دينورزى و امانتدارى و كمال اخلاقى زبانزد بود ، كه تيزهوشى و نبوغ بالايى نيز داشت ؛ و شايد ابوبكر ، همهء اينها را پيش چشم داشت كه به او گفت : « تو جوانى دانا ، توانا ، پاك و خوشنامى كه
هامش
( 1 ) . در درستى اين روايت اما و اگرهايى هست ، بنگريد به پژوهش آية الله خويى در البيان ( مترجم ) .
( 2 ) . سيوطى ، الاتقان ، 1 / 59 - 60 ؛ ابن اثير ، الكامل ، 3 / 112 ؛ تفسير طبرى ، 1 / 59 - 62 ؛ ابن ابى داوود المصاحف ، 5 - 10 ، 20 ؛ ابن كثير ، فضائل القرآن ، 14 - 16 ؛ مقدمتان فى علوم القرآن ، 17 - 21 ؛ زركشى ، البرهان فى علوم القرآن ، 233 - 234 ، 239 ؛ تفسير قرطبى ، 1 / 49 - 50 ؛ محمد حسين هيكل ، حياة محمد ، 50 - 51 ؛ الصديق ابوبكر ، 303 - 312 ؛ محمد ابوزهره ، القرآن ، ص 30 - 31 ؛ عبدالمنعم ماجد ، 50 - 51 .
( 3 ) . محمد عبد الله دراز ، مدخل الى القرآن الكريم ، 36 ؛ نيز م . ج رستوفاونى ، تاريخ القرآن و المصاحف ، 26 - 27 ( ترجمه ) .
( 4 ) .T . Noeldeke , Geshichte des Quarans , p .205 .