پس از اسلام آوردن عمر ، پيامبر ( ص ) سيزده سال در مكه و مدينه با مسلمانان همراه بود ، و در اين سالها چون از آنان خواسته بود كه : « از زبان او چيزى جز قرآن ننويسند و اگر نوشتهاند ، آنها را از ميان ببرند » ، طبيعى بود كه مسلمانان تا آنجا كه مىتوانند قرآن را بنويسند ، تا هم آن را در نماز بخوانند و هم احكام دين خويش را از آن بياموزند . نيز كسانى كه از سوى پيامبر به ميان قبيلهها مىرفتند تا قرآن و احكام دين را به آنها بياموزند ، نوشتههايى از قرآن را با خود همراه مىبردند ، و اين نوشتهها كه پيامبر بدانان املاء مىكرد ، نه به صورت آيه آيه و پراكنده كه به صورت سورههاى نظم يافته بود . « 1 »
10 . گزارشهايى گوياى اين كه آنچه به پيامبر ( ص ) وحى مىشد ، به فرمان وحى ، بدانچه پيشتر وحى شده بود مىپيوست ، مانند اين گزارش : جبرئيل آنگاه كه آيهء « و اتّقوا يوما ترجعون فيه الى الله ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون » را فرود آورد ، به پيامبر گفت كه آن را در سر آيهء 280 بقره جاى دهد . « 2 »
11 . ترتيب و چينش سورهها و جاى دادن « بسمله » در آغاز آنها ، همه توفيقى و به فرمان پيامبر ( ص ) بوده است ، و اينكه سورهء توبه ، بىبسمله مانده است ، از اينروست كه پيامبر ( ص ) مأمور به درج آن نبوده است . داستان جاىگيرى دو سورهء بقره و آل عمران در آغاز قرآن - با اين كه هشتاد و چند سوره پيش از آنها فرود آمده بود [ نيز چينش و ترتيب ديگر سورهها ] چيزى جز سخن پيامبر نيست كه مىفرمود : « اين سوره را در چنين و چنان جاى قرآن گذاريد » . « 3 »
12 . پيامبر ( ص ) چه بسا در نماز و جز آن ، سورهء كاملى را مىخواند . سورههايى چون بقره ، آل عمران ، نساء ، اعراف ، نجم ، الرحمن ، قمر ، جنّ و . . . و اين خود ، گواه آشكارى است بر اين كه ترتيب آيهها در سور ، به فرمان پيامبر ( ص ) انجام گرفته بوده است . و هنگامى كه او از دنيا رفت ، مردم ، اين سورهها را به همينگونه كه اينك هستند مىشناختهاند ، و چه بسا آنها را به همين ترتيب در حافظه داشتهاند . « 4 »
13 . گزارشى گوياى اين كه پيامبر ( ص ) از روى آسانگيرى ، به عبد الله پسر عمروعاص
هامش
( 1 ) . محمد حسين هيكل ، الصديق ابوبكر ، 309 - 310 .
( 2 ) . همان ، 310 ؛ تفسير قرطبى ، 1 / 60 - 61 ؛ مقدمتان فى علوم القرآنى ، 41 .
( 3 ) . « ضعّوا هذه السّورة موضع كذا و كذا من القرآن » ، تفسير قرطبى ، 1 / 59 - 60 ، 8 / 61 .
( 4 ) . مقدمتان فى علوم القرآن ، 29 - 30 ، 64 - 74 .