تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
هر كس دست‌نوشته‌اى از قرآن دارد ، براى زيد بياورد ، و هر كس چيزى از قرآن در حافظه دارد ، بيايد و براى زيد بخواند . و به اين‌گونه بود كه انبوهى از كاغذ ، پارچه ، پوست ، استخوان كتف ، ليف خرما ، سنگ نازك ، و هر چه كه ياران رسول خدا نوشته بودند ، نزد زيد گرد آمد . از اين پس بود كه زيد به بررسى و سنجش آنها پرداخت و بر درستى آنها گواه خواست ، و هيچ آيه‌اى را ، تا اطمينان نيافت كه به همين‌گونه بر پيامبر ( ص ) وحى شده ، نپذيرفت و ننوشت . كار تا پايان به همين شيوه پيش رفت ، و چون زيد نوشتن را به انجام رساند ، قرآن مكتوب ، زبانزد مردم شد ، پس آن را به رسميّت شناختند و پذيرفتند . بنابراين ، آنچه زيد فراهم كرد ، هم تواتر نوشتارى داشت و هم تواتر حافظه‌اى ؛ ويژگى برجسته‌اى كه در جهان ، جز قرآن ، هيچ كتاب ديگرى ندارد ، و اين چيزى نيست جز عنايت ويژهء خداوند ، نسبت به اين كتاب كريم . « 1 »

3 . مصحف عثمان

روزها مىگذشت و سال‌ها از پى هم مىآمد ، تا در روزگار عثمان بن عفّان ( 24 - 35 ه . / 644 - 656 م ) جهان اسلام گسترش يافت و مسلمانان ، در نقاط دور دست و شهرهاى گوناگون پراكنده شدند . [ كم كمك ، در قرائت قرآن غلط خوانىها و دگرگونىهايى پيش آمد ، در اين هنگام بود كه ] خداوند به دل خليفه انداخت تا قرآن را در يك مصحف گرد آورد . « 2 » اين كار در سال 24 يا اوايل 25 هجرى صورت گرفت . سپس هفت نسخه از آن مصحف تهيه كرد و به مكّه ، شام ، يمن ، بحرين ، بصره و كوفه فرستاد ، و يكى را نيز در مدينه ، نزد خود نگه داشت . گويا عبد الله بن مسعود ، در آغاز ، از اين كار خليفه ، كمى ناخشنود و خشمناك بود - كه بعدا در اين باره توضيح خواهيم داد - و از اين‌رو ، چون عثمان فرمان داد كه ديگر دست‌نوشته‌هاى قرآن ، بجز نسخهء امام را بسوزانند ، ابن مسعود از ياران خويش خواست تا مصاحف خود را پنهان سازند . اما ، ديرى نكشيد كه او نيز از رأى خويش بازگشت و با ديگران هم‌رأى شد . دربارهء گردآورى قرآن ، در گزارشى آمده است كه امام على ( ع ) فرمود : « اگر عثمان چنين
هامش
( 1 ) . محمد ابوزهره ، القرآن ، 33 - 35 ؛ الصديق ابوبكر ، 322 - 323 . ( 2 ) . در شمار اين مصاحف چند نظر گفته شده است : كسانى آنها را چهار مصحف دانسته‌اند ، يكى در مدينه و سه تاى ديگر در كوفه ، بصره و شام ، و كسانى پنج و كسانى هفت گفته‌اند : بنگريد به : الاتقان ، 1 / 62 ؛ البرهان ، 2 / 240 ؛ نيز :T . Noeldeke , op - cit , p .234 .